Download Persian Font

 

 

    English Site
HOME ارتباط با ما طراحان سايت ديگر سايت ها گالری عکس فعاليت ها

اخبار

درباره ما

تحقق حقوق كودك نياز

 به مساعدت همگاني دارد


پنجشنبه 1 مرداد 1383
تا وقتی که بتوانم هستم - مصاحبه با يک داوطلب فعال

طرح سوال قبل از مصاحبه، اولين فکر يک مصاحبه گر است اين بار نيز چنين شد. سوالهايی با شناخت قبلی که از حسين نيازی در ذهنم به وجود آمده بود را روی برگه ای نوشتم. اما حضور در حال و هوای مدرسه و روبرو شدن با مديری 23 ساله اهل مشهد که دانشحوی رشته مهندسی پزشکی دانشگاه اميرکبير هم هست همه معادلات قبلی را به هم ميريزد. او که خود يکی از اعضای داوطلب خانه کودک است به مانند کارمندی تمام وقت حضور دائم در مدرسه دارد. او و ديگر داوطلبان سعی در نظم بخشيدن و تدريس به کودکانی دارند که بيش از نصف وقتشان را در کارگاهها و خانه مشغول کار هستند و شايد چند ساعتی که به مدرسه می آيند احساس کودکی دارند کودکانه زندگی می کنند. کودکانی که تا چشم باز کرده اند خود را در کارزار زندگی ديده اند. نه آسايشی داشته اند تا کودکی را تجربه کنند و نه بنيه مالی که اسباب بازی يادگاری برای بزرگی شان نگه دارند. کودکانی که از طبيعی ترين حقشان که همان تحصيل است نيز محرومند. اما مدتی است که برخی از انان با وجود خانه کودک اين محروميت را کمرنگ تر می بينند.

* نحوه عضويتتان در خانه کودک چگونه بود؟
حدود مهرماه پارسال بود که با اين طرح آشنا شدم. قبلا در ايسنا فعاليت داشتم 6 ماه اول عضويتم فعاليت خاصی نداشتم. روز جهانی کودک با يکی از اعضا آشنا شدم. اول فقط جمعه ها به خانه می آمدم و در انتظامات و آموز ش فعاليت داشتم. بعدهم روزهای وسط هفته هم مِی آمدم . عضو کميته مددکاری و تشخيص و پذيرش هم شدم و کم کم فعاليتم بيشتر شد.
چطور شد که مدير مدرسه شديد؟ مهرماه سال قبل بود که مدرسه جديد شروع به کار کرد. برای تشکيل گروه آموزش از هر کميته يک نفر نماينده شد من هم از کميته مددکاری و تشخيص و پذيرش. اوائل زمستان گذشته در جلسه آموزش بنده را به عنوان مدير برای 2 ماه انتخاب کردند. آن موقع حجم درسهايم هم کم بود. بعد از دو ماه استعفا دادم ولی قبول نکردند. کس ديگری جايگزين نبود. فعلا هم تا زمانی که بتوانم می مانم.

* جايی هم کار می کني؟ نه قبل از اينکه اينجا بيايم کار می کردم ولی حالا نه يک فکرهايی کرده ام ولی هنوز عملی نشده اند. در حال حاضر علاقه وافری به اين کاردارم. من هر کاری را که علاقمند باشم با دل و جان انجامش می دهم. بعضی وقت آدم کم می آورد ولی عشق و علاقه به بچه ها باعث می شود بمانم و تا زمانی که بدانم مفيد هستم خواهم ماند.
بعضی ها می گويند چون اين کار پشتوانه مالی ندارد انگيزه قوی هم برای ادامه اين کار نيست؟ طبيعی است بعد از درس هم خود من بايد بروم سربازی و بعد هم کار چون هميشه که نمی توانم اينجا بيايم.
اينجا همه موقتی اند؟ تقريبا بله. ولی سعی خودم اين است که هر جائی که می روم ارتباطم با خانه کودک حفظ شود. ولی مطمئنا هر روز و مداوم نميتوانم بيايم.

* از عهده وظايف يک مدير چطور برميايی؟ اگر کسی بخواهد اينجا همچون مجموعه های بيرون مديريت کند داوطلب به سرعت سرخورده می شود. اينجا داوطلبهايی هستند که به خاطر علاقه شان يک ساعت در هفته می آيند و ما هم حق نداريم به آنها امر و نهی کنيم. سعی ام اين بوده که در کنار انجام وظايف مدير هيچ وقت به کسی امر و نهی نکنم. اين کار (مديريت) در حايی که همه داوطلبانه کار می کنند خيلی سخت است. در اينجا بيشتر يک هماهنگ کننده هستم.

* رابطه تان با بچه ها چطور است؟ من از روز اول که به اينجا آمدم با ديد خاصی آمدم. بچه ها موجودات خاصی هستند که نمی توان آنها را توصيف کرد. به علاوه بچه های اينجا خيلی خاص هستند. ما همه در محيط های مختلفی بوده ايم. اما اينجا بچه ها خودشان هستند و خودشان جايی ندارند که به آنها شخصيت دهد. من آنها را خيلی دوست دارم مثل نزديک ترين اقوام خودم. روزهای اول برخوردها خيلی سخت و سرد بود. هفته های اول تصميم گرفتم ديگر نيايم اما الان آمدنم به اينجا مثل اعتقاداتم شده است. کاری ندارم در اطراف چه می گذرد. با همه کنار می آيم و با کسی کاری ندارم. علاقه ام به کار باعث شده همه سختيها را تحمل کنم. به هر حال تا وقتی که ببينم به هدفم خواهم رسيد ميمانم.

* از خاطراتان بگوئيد...
قضيه خريدن سماور برای خانه کودک بود. سماور شيک و تميزی خريده بودم. همانی که الان اينجاست. همه خوششان آمده بود اما وقتی که آب توی سماور ريختيم از همه جای سماور آب بيرون مِی آمد. طوری که پس از مدتی وقتی شير آب را باز کرديم ديگر آبی نمانده بود. البته سماور را عوض کرديم ولی اين مسئله سوژه ای شد که ديگر به خريدهای من اطمينانی نباشد.

* نظرتان راجع به کميته ها و گروههای موجود در خانه چيست؟ نظم خاصی در گروه آموزش حکمفرماست. من خودم عضو اين گروه نبودم اما کسی که مِيآيد‘ به دنبال آن است در قبال کاری که انجام می دهد کار هم روال و نظم خودش را داشته باشد. کميته آموزش هم نظم خاصی دارد و اينجا تقسيم بندی ها مناسب و به جاست.

* غير از مديريت چه هنری داريد مثل موسيقی خطاطی ... ؟ هنر خاصی در خودم به اين معنا ندارم. بيشتر سعی می کنم وقتم پر شود. درس و دانشگاه هم از يک طرف وقتم را می گيرد شبها تا آخر وقت درس می خوانم چون روزها مديريت مدرسه را به عهده دارم.

* آقای نيازی اگر روزی يک دختر و يک پسر داشتيد و در شرايط سخت مادی قرار داشتيد و تنها می توانستيد يکی از آنها را به مدرسه بفرستيد چه می کرديد؟
سوال سختی است مطمئنا تبعيض قائل نمی شدم. حتما هر دو را می فرستادم. اگر راهی وجود نداشت دخترم را می فرستادم.

* و آخرين حرف...
بچه هايی که اينجا هستند با همه بچه ها فرق دارند اينجا چيزی وجود ندارد که آنها را از ضمير پاکشان جدا کند. و همين باعث عشق دو چندان من به آنهاست. تمام احساسشان هم همان چيزهايی است که به زبان می رانند افتخار می کنم که اينجا هستم و با اين بچه ها کار می کنم. هيچ اعتقادی هم به جداسازی بچه های ايرانی و افغانی ندارم و از ابتدا هم مخالف آن بودم وظيفه مان خدمت به تک تک بچه هاست. حالا که شرايط جامعه باعث شده اين بچه ها به چنين روزی بيافتند ما بايد به آنها کمک کنيم اين کمترين حقی است که اين کودکان دارند.
وقتی صحبتهايش را دوباره از روی نوار کاست گوش می دهم حرارت بيانش را در گفتن کلمه کودکان، محرومان، داوطلبان، کار کودکان و تحصيل کودکان حس می کنم. علاقه فراوانش به آموزش و تدريس به کودکان باعث شده آنچنان که کودکان می خواهند صحبت بکند آرام شمرده و ساده هيچ پيچ و تابی در سخنش نيست. ساده و آرام حرف می زند همانطور که در مديريتش به مدرسه هيچ تبعيض و اعمال قدرتی ندارد. شايد اين همان مديريتی است که همه جای کشور به آن نياز داريم.

توضيح: خانه کودک شوش به عنوان ستاد طرح توانمندسازی کودکان در وضعيت دشوار عمل می کند و يکی از زير مجموعه های انجمن است و گروههای کاری اين طرح در ستاد فوق مستقر است. اما مدرسه جوادالائمه را آموزش و پرورش منطقه 12 پنج روز در هفته به طور پاره وقت در اختيار انجمن قرار داده که گروه سواد آموزی طرح در اين مدرسه مستقر است و آقای نيازی مدير پاره وقت اين مدرسه هستند که بيش از 35 نيروی داوطلب فقط در بخش سوادآموزی در طول هفته با ايشان همکاری می کنند.

مصاحبه کننده : عسل گرامی

آخرين عناوين خبری
بايگانی
عضويت در خبرنامه

 

تهران - خيابان خرمشهر (آپادانا) - شهيد عربعلي (نوبخت) - كوچه دهم - پلاك 26 - زيرزمين غربي

تلفن 2-8735591، فكس 8735591

Best Site Screen  Size : 1024×768

Powered by Gardoon - Movable Type 2.661 - XML