در ازدهام جمعيت رهگذران بي تفاوت به پيش مي روند ؤ در گرماي تفتيده تابستان توان حمل سازرا هم ندارند آكاردئون در دست يكي و تنبك در دست برادر كوچكتر ، كودكي كه آكاردئون مي نوازد، عرق ريزان و با جثه ضعيفش صدايي خسته از حنجره تكيده اش بيرون مي آيد : خسته ام من ، خسته ام من ،مثل مرغ بال و پر شكسته ام من ، خسته ام من …
بدون شك يكي از موضوعات اساسي در بررسي پديده ها و مسائل اجتماعي ، طرح درست و واقع بينانه آنهاست . بررسي مناقشات موجود بر سر تعاريف و مفهوم بندي پديده كودكان خياباني نشان مي دهد كه در چگونگي طرح و صورت بندي اين مسئله ابهاماتي اساسي وجود دارد .
درواقع آنچه تحت عنوان پديده كودكان خياباني مطرح شده است دوري و جدايي جمعيتي از كودكان در وضعيت دشوار و آسيب پذير از نهادهاي اجتماعي تربيتي و حمايتي مانند مدرسه و نهادهاي جايگزين خانواده و روي آوردن آنها به انحرافات اجتماعي است . پيدايش اين مسئله قبل از هرچيز به نحوه رابطه اين كودكان با نهادهاي اجتماعي كننده و فرآيند اجتماعي شدن آنها در درون اين نهادها بستگي دارد .
يكي از نهادهاي ياري رسان به آسب ديدگان اجتماعي و نيز براي كودكاني كه به هر نحوي از خانواده قطع ارتباط كرده اند سازمان بهزيستي است اما با نگاهي گذرا به عملكرد و مصاحبه هاي مسئولان ارشد اين سازمان متوجه مي شويم كه اين نهاد نه در پي حل ريشه اي اين معضل ، كه فقط در انديشه پاك كردن صورت مسئله است. ساماندهي كودكان خياباني توسط اين سازمان صرفا با نگاه زيباسازي شهري انجام مي گيرد . از زماتي كه اين سازمان متولي تام الاختيار ساماندهي كودكان خياباني در كشور شد حدود دوسالي مي گذرد . اما مشكل اينجاست كه اين سازمان عريض و طويل هنوز نتوانسته يك طرح جامع و قابل اجرا ارائه دهد و نيز هيچگاه تمايلي هم ندارد از تجربه كشورهاي موفق در اين زمينه استفاده كند و شايد به همين دليل است كه اين سازمان درحال حاضر بادعوت از تشكل هاي غير دولتي طرح ساماندهي را تصويب مي كند . طرحي كه فقط به پيش نويس آن دهها ايراد حقوقي وارد است .
ساماندهي وا ژه نامفهومي است كه تا قبل از اين ، بيشتر براي اشيا بكار مي رفت مثل ساماندهي معضل ترافيك و… و واقعا شايد نگاه مسئولان محترم به پديده كودكان خياباني نگاه شي گونه باشد و شايد اصولا به همين دليل است كه در مصاحبه هايشان بارها الفاظي نظير ؛ جمع آوري و تفكيك ؛ را بكار مي برند ، غافل از اينكه اينها هم انسانند و داراي فضيلت و كرامت انساني مي باشند و برابر مندرجات موجود در پيمان نامه جهاني حقوق كودك كه كشور ما نيز در سال 73 آن را پذيرفته و متعهد به اجراي مفاد آن شده است از نظر حق برخورداري از آموزش و بهداشت و تغذيه و بازي و… هيچ تفاوتي با كودكان ديگر ندارند و وظيفه ماست كه به آنها احترام بگذاريم .
آنچه مسلم است نگاه به اين پديده بدون توجه به نگاه همزمان به كودك وخانواده ، ره به جايي نمي برد . اما آنچه تا بحال تحت عنوان ساماندهي كودكان خياباني مطرح شده شامل : جمع آوري همراه با ارعاب و اجبار اين كودكان از سطح شهر ( چه كودكان خياباني و چه عادي ) و انتقال آنها به مراكز بهزيستي ، پر كردن فرم هاي آماري ، استحمام ، خوراندن چند وعده غذا ، و بعد آزادي كودكان وباز هم تكرار اين چرخه، و البته به دنبال آن مصاحبه هاي گوناگون و اغلب متناقض مسئولان در اين خصوص .
در حالي كه در 5 خرداد 82 رياست محترم سازمان بهزيستي خبر از توان اين سازمان در ساماندهي سالانه 12 هزار كودك خياباني در سراسر كشور مي داد ( روزنامه رسالت ) شايد هيچگاه نمي دانست كه در 30 ارديبهشت سال 83 مدير كل بهزيستي استان تهران با خشنودي تمام خبر از ساماندهي 24 هزار كودك خياباني در طي يكسال گذشته فقط در شهر تهران خواهد داد ( خبرگزاري مهر) و كمي بعد از آن ، روزنامه شرق ( روزنامه اي كه در سال 82 در صفحه اجتماعي بيشترين انتقاد را به عملكرد بهزيستي در خصوص كودكان خياباني داشت ) در هفته بهزيستي امسال آگهي هاي گران قيمت بهزيستي را در صفحه اول به چاپ رساند كه يكي از افتخارات اين سازمان، ساماندهي 33 هزار كودك خياباني بود . هرچند در سال 83 صفحه اجتماعي روزنامه ياد شده هيچ مطلبي درخصوص اين سازمان و نيز كودكان خياباني به چاپ نرساند اما مقايسه سه آمار ذكر شده خيلي چيزها را براي خوانندگان محترم مي تواند ثابت كند .
علاوه بر اين، دكتر راه چمني در 13 خرداد 82 در مصاحبه اي با ايرنا خبر از اختصاص 3 ميليارد تومان از محل تبصره 4 براي ساماندهي كودكان خياباني داد كه البته گزارش مالي هزينه مبلغ فوق هنوز ارائه نشده است . اما معاون امور اجتماعي وزارت كشور در تاريخ 23 تيرماه 82 طي مصاحبه اي با ايرنا خبر
از تخصيص يك مليارد تومان اعتبار عمراني جهت ساخت مراكز نگهداري كودكان خياباني داد ، ايشان در اين مصاحبه با كمال تعجب اعلام كرد : چه كودكان خياباني و چه متكديان درصد كمي از جامعه را تشكيل مي دهند و جزو مسايل اصلي جامعه محسوب نمي شوند اما به دليل اينكه نماد بيروني جامعه ما متاثر از اين كودكان ميشود ، دولت توجه ويژهاي به آنها دارد !!!( همان نگاه زيباسازي و مبلمان شهري ) در حالي كه معاون اجتماعي وزارت كشور خبر از اختصاص مبلغ ملياردي براي بخش عمراني مي داد همتاي ايشان در سازمان بهزيستي در آستانه روزجهاني كودك سال 82 اعلام كرد به رغم نبود اعتبار خاص ، اين سازمان 32 مركز كودكان خياباني در سراسر كشور داير كرده است . كافي است همين الان سري به مركز شهيد رشوانلو پور متعلق به بهزيستي در ميدان شوش بزنيد متوجه خواهيد شد كه حتي 3 كودك هم در اين مركز حضور ندارند .
چندي پيش كودكي شهرستاني به مركز متعلق به يك NGO در جنوب تهران مراجعه و درمانده و ناتوان درخواست كمك نمود . مددكار مركز فوق بلافاصله با تشكيل پرونده و مصاحبه ( به دليل اينكه اين مركز توان نگهداري كودكان در شب را ندارد ) وي را به يكي از مراكز بهزيستي بنام مركز ياسر برد ، كارمند مركز فوق به محض ديدن كودك سيلي محكمي بر صورتش نواخت و گفت اين … ديشب از اينجا فرار كرد . اعتراض شديد مددكار آن تشكل به رفتار ناپسند كارمند فوق باعث دخالت رئيس مركز شده و در نهايت از مددكار مي خواهند كه فراموش كند ، كودك معصوم در حالي كه اشك مي ريخت ملتمسانه به خانم مددكار متوسل شده كه : نمي خواهم اينجا بمانم ، اذيتم مي كنند . ( گزارش مكتوب مددكار، همراه با تاريخ و امضا موجود است )
معاون اجتماعي بهزيستي در مصاحبه ديگري اعلام كرد طرح حمايت از كودكان كارو خيابان و خانواده هاي آنها امسال با اعتباري معادل 2 مليارد تومان در كشور اجرا مي شود و اضافه كردند ، از اين مبلغ تاكنون يك ميليارد و سيصد ميليون تومان به بهزيستي پرداخت شد كه 500 مليون تومان آن به منظور اجراي طرح توانمندسازي خانواده هاي اين كودكان در نظر گرفته شده با اين مبلغ 2000 خانواده را در مرحله اول اجراي اين طرح توانمند ميكنيم !! ( شرق 28 آذر )
وقتي عناوين روزنامه ها را نگاه مي كنم از اينهمه تناقض سرم گيج مي رود و پريشان ميشوم .طبق اظهارات مسئولين محترم اين سازمان ، وقتي آمار و ارقام را كنار هم مي گذارم در طي 2 سال گذشته بنا به تعريف بهزيستي چيز حدود 60000 كودك خياباني ساماندهي شدند ، ضمن اينكه قرار است 2000 خانواده هم توانمند شوند!!. پس بايد معضل كودكان خياباني حد اقل در تهران حل شده باشد .اما آيا اينگونه است ؟
در طرح ملي واكسيناسيون كودكان ، كودكان خياباني مثل تمام مواهب ديگرزندگي ، از اين مهم نيز بي بهره بودند تا آنجا كه مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي اين سازمان اعلام كرد : برنامه اي براي واكسيناسيون كودكان خياباني نداريم .( خبرگزاري مهر 22/9/82 ) ايشان تاكيد كرد فقط كودكاني كه در مراكز بهزيستي هستند واكسينه مي شوند هرچند وزارت بهداشت هيچگاه خود را ملزم به پاسخگويي در قبال مشكلات بي شمار بهداشتي و درماني اين كودكان نمي داند.
در تاريخ 2/10/82 معاون اجتماعي اين سازمان اعلام كرد در طي 9 ماه گذشته بيش از چهارده هزار و سيصد وشصت و يك ! كودك خياباني از سطح خيابانهاي شهر جمع آوري شدند ، آقاي دكتر علم الهدي سپس 25 درصد از اين كودكان جمع آوري شده را مهمان ، 11 درصد كودكان فراري ،55 درصد براي يافتن كار ، 8 درصد د ستفروش و يك درصد از اين كودكان را نيز آواره در خيابان اعلام كردند .( خبر گزاري مهر 2/10/82 ) .گذشته از اينكه اين تقسيم بندي كل علم جامعه شناسي را زير سؤال مي برد نكته جالب توجهي هم دارد و آن اينكه ايشان درصدي از كودكان جمع آوري شده را ( مهمان ) اعلام كردند ، حالا كسي نيست تا توضيح دهد مهمان به چه نوع كودكاني اطلاق مي گردد كه اين بخت برگشته ها در رديف كودكان ساماندهي شده بهزيستي قرار گرفته اند ؟ شايد همان كودكاني باشند كه در شوش موقع رفتن به منزل فاميل به دليل ژنده پوش بودن دستگير شده و بعد آزاد شدند ؟
نكته ديگر اينكه ايشان در اين مصاحبه تا كيد كرد 80 درصد كودكان خيابان كودك كار هستند و 20 درصد باقيمانده كودكان ولگرد ! هستند . پس در تقسيم بندي اين كودكان دسته دديگري نيز شناسايي و به جامعه معرفي شدند: كودكان ولگرد . اطلاق اين نام از طرف معاون اجتماعي سازمان بهزيستي به كودكان معصومي كه به دلايل مختلف ازجمله فقر و فلاكت حاصل از شكاف روز افزون طبقاتي ، بيكاري ، طلاق ، اعتياد ، تفاوت بسيار بين امكانات رفاهي شهروروستاو…… از خانواده ومدرسه و جامعه رانده شده و آواره خيابان ها هستند وچشم به ياري ما دوخته اند ، واقعا جاي تاسف وتاثر دارد .
در سال 83 نيز اظهار نظرهاي گوناگون و اغلب متناقض اين سازمان كماكان ادامه يافت . مدير كل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي در حالي كه چندي پيش تعداد كودكان خياباني در كل كشور را 20 هزار نفر اعلام كرد ، در مصاحبه ديگري با يك تغيير موضع كامل و ناگهاني گفت : آمار كودكان خياباني در كشور هر ساله 15 درصد افزايش مي يابد و افزود در نه ماه گذشته حدود 24 هزار كودك خياباني و كودك كار در سراسر كشور ساماندهي شده اند ( خبرگزاري مهر 24/2/83 ) در همين حال در تاريخ 30/2/83 مدير كل بهزيستي استان تهران اعلام كرد در سال گذشته حدود 25 هزار كودك خياباني فقط در تهران ساماندهي شده اند ( مقايسه كنيد با آمارقبلي ). ايشان سپس در تاريخ 31/3/83 اعلام كرد فقط در برابر 20 درصد از كودكان خياباني مسئوليم . ايشان افزودند سازمان بهزيستي تنها در برابر آن دسته از كودكاني كه فرار كرده و بطور كامل از خانواده خود قطع ارتباط كرده اند مسئول است ( خبرگزاري مهر ) احيانا اينها همان كودكاني هستند كه پيشتر معاون اجتماعي بهزيستي لقب ولگرد به آنها داده و گفته بود كه بهزيستي در برابر اين كودكان مسئول نيست .
كودكان خياباني اما همچنان در خيابانهاي اين شهر به كارهاي مشقت بار مشغولند ، تحقير مي شوند ، آزار مي بينند . بيماري هاي مختلف از زرد زخم و بيماري هاي پوستي ديگر گرفته تا هپاتيت و ايدز آزارشان مي دهد ، كسي خود را مسئول درمان بيماري هاي مختلف اين كودكان نمي داند ، علاوه بر اين ، اعتياد و غلتيدن در دام باندهاي تبهكاري تهديدشان مي كند .
… هوا گرم است ، در جهت پياده رو و به دنبال كودكان نوازنده مي گردم ، آنها را گم كرده ام ، اما نواي خنياگر خيابانها همچنان در گوش ها طنين انداز لست … سالها كنج قفس نشسته ام من ، خسته ام من . آرزوهام توي سينه مردند ، مردند …
علي اكبر اسماعيل پور
esmaeelpoor@irsprc.org