
پنجمين جشن ...
همه اومده بودند، بچهها به همراه مربيهاشون شادشاد بودند، پرچمهای سه گوش با رنگهای شاد دستشون بود، بعضيها هم پلاكاردهای انجمن رو حمل ميكردند، آمفی تئاتر روباز پارك بهاران يكسال بود كه چنين جمعيتی رو نديده بود،آخه سال قبل هم روز جهانی كودك، در همين مكان برگزار شده بود، البته امسال خيلی بهتر و برنامهها هم متنوعتر بود. اهالی پارك هم استقبال بسيار خوبی از جشن كردند، هيچكس اذيت نكرد، جوانهای پارك، مادر و بچه شيرخوارهاش، پيرمرد و پيرزن همه با دقت برنامه رو دنبال ميكردند، يكی از پيرمردها وقتی ارگ و سازهای مختلف رو ديده بود، به من گفت اقا من يك لالايی خوب بلدم اگر با ارگ بزنند من خوب ميخونم، گفتم خدا پدر آمرزيده، آخه روز جشن روز شادی، لالايی به چه درد اين بچهها ميخوره؟ شروع برنامه با موسيقی خيابانی بود، كيوان و نادر خواننده بودند احمد هم آكاردئون ميزد و علی تنبك، ساقی ساقی ای ساقی، من مستم و ديوونه... بعد هم ترانهها هی شادتر شد و پايکوبی بچه ها بيشتر. بعد از اون يکی از دوستان انجمن با ارگ شروع به اجرای موسيقی های شاد کرد و خودش هم ميخوند و بعد تئاتر 40 دقيقهای كه هم موزيكال بود و هم عروسكی و خيلی برای كودكان جذاب بود. بعد از آن هم يك گروه موسيقی سنتی كه از شهرری اومدند (گروه نت هفتم)، خواننده گروه هم كودك يازده سالهای بود به نام محسن كه بچهها خيلی خوب استقبال كردند. بعد هم گروه سرود كودكان مجموعه، ای انسانها در زندگی باشيد با هم مهربان...و بعد پذيرايی و خداحافظی.
خدا را شكر كه توانستيم پنجمين جشن روز جهانی كودك از سال 79 برای كودكان شوش و دروازهغار را برگزار كنيم.
داوطلبانی كه مثل هميشه برای برگزاری اين جشن سنگ تمام گذاشته ايد، درود بر شما.











[عکسها از اميد صالحی]