Download Persian Font

 

 

    English Site
HOME ارتباط با ما طراحان سايت ديگر سايت ها گالری عکس فعاليت ها

اخبار

درباره ما

تحقق حقوق كودك نياز

 به مساعدت همگاني دارد


سه شنبه 6 دی 1384
فرصت هایی که از دست می روند

روزنامه شرق - ششم دیماه
هر چقدر هم تلاش كنى آن روز و شب ها را نمى توانى فراموش كنى. وحشت، اضطراب و بهت زدگى از مشاهده آنچه كه شاهدش بودى، به كابوس هايى كه در بيدارى مى ديدى، كابوس هايى كه هنوز با تو همراه است بعد از آن فاجعه بزرگ انسانى. دو سال از غروبى كه گروه ما از ديوار فروريخته پادگان سيدالشهدا به قصد ديدار با مسئولان دولتى جهت مشاركت در برنامه ريزى و اجراى طرح هايى به نفع كودكان آسيب ديده و بازمانده از زلزله بم وارد محوطه پادگان شد، مى گذرد. ازدحام عجيبى جلوى در پادگان برپا بود. مردم مى دانستند كه مسئولان دولتى شب را در پادگان به سر مى برند. مى خواستند آنها را ببينند. نگهبانان از ورود آنان جلوگيرى مى كردند. محشرى برپا بود. هيچ كس به ديوار فروريخته وقعى نمى نهاد و براى ورود تنها در بسته را به رسميت مى شناختند. پنج نفر بوديم. بنا بر تصميم هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان با اتكا به تجارب قبلى انجمن در زلزله سال ۷۶ جنوب خراسان و زلزله سال ۸۰ زنجان و قزوين و با هدف بررسى شرايط كودكان و كمك به آنان، خودمان را با هزار زحمت به بم رسانده بوديم. آن شب دهشتناك بعد از زلزله قسمت به قسمت پادگان را براى اطلاع از نحوه برنامه ريزى و نحوه كمك رسانى به كودكان توسط مسئولان دولتى گشتيم، مسئولين دولتى و نظامى را ملاقات كرديم و تنها يك توصيه از جانب آقاى نوربالا نصيبمان شد: «شايد بهتر باشد كه با بهزيستى همكارى كنيد، ما مختص كودكان برنامه اى نداريم.» نااميدى، سرماى شديد، يك چادر كوچك، آنقدر كوچك كه يكى از اعضاى گروه مجبور شد در آن هواى وحشتناك بيرون از چادر بخوابد، خواب كه چه عرض كنم، كسى نتوانست بخوابد، فكر زير آوار ماندن زخمى ها و يك شهر ويران شده به كابوسى در بيدارى تبديل شده بود. صبح روز بعد خيلى زود پاى پياده توى شهر راه افتاديم، دنبال آدرس يك پرورشگاه، پرورشگاه مشير در خيابان معلم. ازدحام جمعيت پياده رو خيابان را پر كرده بود، از چندين نفر آدرس را پرسيديم (حتى از يك پليس راهنمايى و رانندگى) هيچ كس نمى دانست. با وحشت به هم نگاه كرديم، يعنى يك بمى در ميان اين همه جمعيت نيست، اين همه آدم از كجا آمده اند؟ بمى ها كجا هستند؟
بمى ها اينجا بودند، در بهشت زهراى بم. بزرگ و كوچك، زن و مرد، دختر و پسر، رديف به رديف لاى ملحفه، چادرنماز، پتو و به ندرت با كفن در انتظار دفن شدن و به خاك سپردن. از زير آوار درآوردن، حمل به گورستان و دفن كردن، اين تنها و بزرگترين آرزوى بازماندگان حادثه بود. آرزويى كه به راحتى براى همه تحقق نيافت و خيلى ها روزها و ساعت ها بر روى تلى از خاك باقى مانده از خانه شان و به روى آوارها منتظر درآمدن عزيزانشان به انتظار نشستند و به تلخى گفتند در مرگ هم پارتى بازى وجود دارد و الباقى براى كسانى كه در آن روزهاى سراسر تلخ و وحشت بار در بم حضور داشتند ساعت ها گفتن از آنچه ديده و شنيده اند لازم است تا از زير بار گران آن خاطرات كابوس وار اندكى خلاصى يابند. ما به عنوان فعالين نهادهاى مدنى جامعه مى توانيم شاهدانى باشيم بر عملكرد خويش و نهادهاى دولتى.
سازمان غيردولتى و به طور اخص انجمن حمايت از حقوق كودكان در حوزه هاى بهداشت، تغذيه، آموزش، امور كودكان بى سرپرست، پخش لوازم ضرورى، برگزارى كارگاه هاى آموزشى متعدد و... و به يارى نيروى داوطلب و با صرف هزاران ساعت كار تمامى تلاش خود را براى بهبود شرايط زندگى كودكان به كار بستند. اما اين همه ماجرا نيست چرا كه عدم هماهنگى و عدم اعتماد متقابل سازمان غيردولتى و ارگان هاى دولتى منجر به اتلاف نيرو و كارهاى موازى فراوانى شد. زلزله بم آزمونى سخت و شايد بتوان گفت با نتايج نه چندان مطلوب در كارنامه غيردولتى ها و دولت است. پى بردن به ضعف هاى متعدد غيردولتى ها و همچنين پايين بودن قدرت همنوايى بين دولتى ها و غيردولتى ها را رقم زد. بحث تنها بر سر نارسايى هاى دولت در كمك رسانى و اقدامات بعدى آن نيست بلكه مشكل اساسى در ناديده گرفتن اين تجارب و نداشتن راهكارهاى عملى و قابل اجرا و يا به عبارتى تبديل نشدن اين تجارب به يك برنامه عملى هم از جانب دولت و هم از جانب غيردولتى ها است چون حادثه بعدى معلوم نيست كجا و كى اتفاق مى افتد آيا ما باز هم مى توانيم بگوييم كه غافلگير شديم و نتوانستيم از فرصت هاى به دست آمده استفاده درست به عمل بياوريم؟ و اما نكته پايانى و اينكه ذكر نيمه خالى ليوان تنها به قصد هشدار مورد بررسى قرار گرفت و اگر نه نيمه پر ليوان يك همايش بزرگ انسانى بود، انسان هايى از سراسر دنيا و از تمامى ايران فارغ از تعلقات سياسى، جغرافيايى، مذهبى، نژادى و... در بم گرد آمده بودند تا به همنوع خويش كمك كنند و من خود شاهد بسيارى از اين بزرگوارى ها در بين مسئولان دولتى و نهادهاى بين المللى و داخلى بودم و فعاليت هاى گسترده انجمن در امر كمك رسانى به كودكان بم ميسر نبود اگر به اين انسان هاى بزرگوار كمك نمى كردند. بحث ما بر سر اين است كه اين همكارى ها نهادينه نبود و تنها به انسانيت فردى مسئولان برمى گشت، دولت مى توانست نقش بسيار پررنگ ترى در امر مديريت نيروى انسانى ايفا كند اما متاسفانه اينچنين نشد.
صداى غمگين ايرج بسطامى فضا را پر كرده است.
اى خطه ايران
اى وطن من
و من
bam.jpg


ثریا عزیز پناه

آخرين عناوين خبری
بايگانی
عضويت در خبرنامه

 

تهران - خيابان خرمشهر (آپادانا) - شهيد عربعلي (نوبخت) - كوچه دهم - پلاك 26 - زيرزمين غربي

تلفن 2-8735591، فكس 8735591

Best Site Screen  Size : 1024×768

Powered by Gardoon - Movable Type 2.661 - XML