برج غار
عموخیاط مربی قصه نویسی کودکان شوش و ناصر خسرو است ، بچه ها مثل بقیه مربیان ، عموخیاط را هم خیلی دوست دارند . او موضوعی به کودکان داده و از آنها خواسته است که بنویسند. حتی آنهایی که نوشتن بلد نبودند در قصه نویسی شرکت کردند چون آنها هر چه می خواستند ، می گفتند و مربیان برایشان می نوشتند. حالا ببینید موضوع چه بود :
بچه ها! فکر کنید که در ابتدا دروازه غار ، برج بلندی ساخته اند بنام برج غار که همه طرف آن بسته است و یک نردبان روی آن قرار داده اند و اجازه می دهند دوستان شما یکی یکی بالای برج بروند و داخل آنرا ببینند اما هرکدام از بچه ها که بالا می رود به طرف ما نگاه می کند ، می خندد و با خوشحالی به داخل برج غار شیرجه می زند . حالا حدس می زنید بچه ها داخل برج چه می بینند که اینقدر خوشحال می شوند ؟
حا صل کار ، کتابی است بنام برج غار ؛ به شما توصیه می کنیم حتما برج غار را بخوانید . برج غار را از کتاب فروشی ها بخواهید .