منبع :ایسنا
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كودكان در تاريخ سه هزار ساله بشر هميشه به نوعي از انحاء مورد آزار قرار
ميگرفتهاند، آزاري كه بخش عمده آن از سوي والدين متعصب و خرافي در گذشته با زنده به گور كردن دختران تجلي مييافت و امروز به بهانه تأديب، اصلاح و تنبيه.
عليرغم قدمت كودكآزاري در تاريخ بشر، نگاه واقعبينانه به اين پديده در سالهاي 1860 تا 1946 توسط يك پزشك فرانسوي به نام «تاريد» در حالي شكل گرفت كه طي گزارشي از معلوليت جسمي 32 كودك آزارديده پرده برداشت.
به گزارش ايسنا، پژوهشهاي صورت گرفته در اين حوزه نشان ميدهد، اگر چه كودكان از هر جنس، قشر و رده سني در معرض خطر كودك آزاري قرار دارند اما در اين ميان سهم خشونت خانگي بيش از هر عامل ديگري كودك را در معرض آسيب و آزار جسمي و جنسي قرار داده است، اين در حاليست كه تغيير نگرش به اين پديده در سيستمهاي نظارتي و حقوقي منجر شده امروزه شيون كودكان آزارديده رساتر از گذشته به گوش برسد.
دكتر آزيتا خاتمي، كارشناس و متخصص پزشكي قانوني در اين باره به ايسنا ميگويد: كودكان تك والد، فرزند خوانده، داراي ناپدري و نامادري ، نارس كه تغذيه و پرستاري از آنها دشوارتر بوده و مراقبت از آنها زمان زيادي را صرف ميكند، كودكان پرتحرك يا داراي هرگونه ناهنجاري به خصوص عقب ماندگي ذهني و داراي نقايص جسمي كه به دليل غيرطبيعي بودن آنها مهر و محبت در والدين ايجاد نشده و مادر از داشتن كودك ناراضي است، نوزادان سه تا پنج ماه كه غالبا اولين فرزند بوده و ناخواسته و يا نامشروع به دنيا ميآيند، در كنار كودكاني كه زياد گريه ميكنند و يا آنهايي كه بيش از ساير همسالانشان در معرض آسيب ديدگي هستند. همچنين آندسته از كودكاني كه دائما بيمارند يا داراي ظاهر فيزيكي بد (نحيف، لاغر، هستند) يا آنكه از خوردن غذا امتناع ميكنند، ناآرام بوده و پرزحمتند و به سختي تربيت ميشوند همگي در معرض تهديدات كودك آزاري از سوي والدينشان قرار دارند.
به گزارش ايسنا، مرجان 5/3 ساله كه نمي دانست، غذا چيست و وقتي غذاي بخش مددكاري را جلويش گذاشته بودند، با چشمان گرسنه، بيآنكه نايي براي راه رفتن داشته باشد به غذا اشاره ميكرد و ميگفت «: نون ... نون»! اگرچه باورش سخت است اما به واقع او جز همان نون، غذاي ديگري نخورده بود و يا نرگسي كه از سوي پدر، مامور رساندن مواد مخدر به ديگران شده بود و اگر او تأخيري در اين رابطه داشت، دستان كوچكش با ته سيگارهاي پدر داغ ميشد و ميسوخت... .
اينها كودكاني زجرديده از جنس آداماند، آدمي مدعاي انسانيت كه گوشش ضجههاي كودك معصوم بيدفاع را نميشود؛ آدمي مدعاي انسانيت كه چشمانش از تاريكي خشم قادر به ديدن زخمهاي تن فرشته زميني نيست، فرشتهاي كه در چهارديواري زندگي اسير خشونت والدينش شده است.
مجروحيت 15 درصد كودكان هنگام تنبيه بدني والدين
بر اساس نتايج پژوهشهاي انجام شده، ناهنجاريهاي اجتماعي از قبيل فقر، كمبود امكانات زندگي، سوء مصرف مواد مخدر و اعتياد، محيط خانوادگي، بيكاري و طلاق خانواده را به انواع آسيبهاي اجتماعي مبتلاء كرده است تا آنجا كه نه تنها از زندگي احساس لذت و رضايت نكرده، بلكه در حالت درماندگي، نوك پيكان سرخوردگي و وحشت را بسوي كودك نشانه ميروند كه در اشكال كتك زدن، پرت كردن، به كارهاي سخت گرفتن، لگد زدن، داغ كردن، سيلي زدن، با تهديد ايجاد وحشت كردن و يا اقداماتي مانند حبس كردن، گرسنه نگه داشتن و ... بروز پيدا ميكند، به طوريكه 15 درصد كودكان به هنگام تنبيه بدني از سوي والدين دچار جراحت و مصدوميت ميشوند.
وقوع 75 درصد كودك آزاريها از سوي والدين
نتايج بررسي صورت گرفته در سال 1999 در خصوص آزار كودكان حاكي از وجود 40 ميليون كودك صفر تا چهار ساله در سراسر جهان بود كه در معرض انواع آسيبهاي كودك آزاري قرار گرفته بودند و اين در حاليست كه بررسيهاي آماري در ايران نيز در سال 80 نشان ميدهد، 75 درصد كودك آزاريها توسط والدين انجام شده كه در اين ميان حدود 2/12 درصد جامعه آماري با شيوع بيشتر مربوط به آزار جسمي پسران است.
حاميان قانوني در دفاع از قربانيان كودك آزاري چه كردند؟
در اسفند ماه سال 72 مجلس شوراي اسلامي طي ماده واحدهاي، متن كنوانسيون حقوق كودك را مبني بر حمايت از حق حيات، حق كسب هويت، حق زيستن با والدين، منع انتقال غيرقانوني كودكان، حق شركت در اجتماع و ايفاي نقشهاي اجتماعي، منع رفتارهاي خشن عليه كودكان، كمك به كودكان معلول، رفاه و تامين اجتماعي، آموزش و تحصيل، تفريح و بازي، منع استثمار، حمايت در برابر مواد مخدر، حمايت در برابر زيانهاي ناشي از كار، تقويت روحيه صلح طلبي و حمايت از كودكان آسيب ديده روحي و جسمي را پذيرفت.
از سوي ديگر 9 سال پس از قبول اين كنوانسيون يعني در سال 81، فشارهاي حاصل از سوي كارشناسان قانون و نهادهاي زيرمجموعه موجب شد تا قانون حمايت از كودكان و نوجوانان در قالب 8 ماده در به تصويب برسد كه بنا بر آن، كودك آزاري جزو جرايم عمومي بوده، به طوريكه طبق ماده 2 اين قانون مصوب شد، هرگونه صدمه، اذيت، آزار و شكنجه جسمي و روحي كودكان و ناديده گرفتن سلامت و بهداشت رواني و جسمي و ممانعت از تحصيل كودكان آنها ممنوع و مرتكب اين جرم محكوم است.
تصويب قوانين حمايت از حقوق كودك در حاليست كه موانع قانوني در كشور درصد قابل توجهي از والدين كودك آزار را از پيگيري قانوني مصون كرده است و اين جرايم اغلب زماني فاش ميشود كه فاجعه بزرگي رخ داده و جرم از حالت ابتدايي و اوليهاش خارج شده باشد.
تقويم كودك آزاري را ورق بزنيم
به گزارش ايسنا وقتي علي 9 ساله در بيمارستان مرد، همه فهميدند كه ناپدرياش او را آزار ميداده است و يا زماني كه نيلوفر شيرازي جان خود را از دست داد، اولين نهاد پزشكي قانوني بود كه از وقوع يك كودك آزاري در حالي خبر داد كه چيزي براي دفاع نبود و تنها آثار ضرب و جرح جسد دخترك 9 ساله بر روي ميز تشريح پزشكي قانوني حكايت از آن ميكرد كه كودكي با بدترين شكنجهها كشته شده است.
حال پرسشي كه در اين ميان مطرح ميشود اينكه براستي آيا قانون توانسته راهي براي پيشگيري از وقوع اين جرم پيدا كند؟ آيا راهي پيدا شده كه قبل از مرگ كودك يا دعواهاي خانوادگي، طلاق و يا محكوميت طرفين به كودك آزاري جلوي حادثه گرفته شود.
كودكان در معرض خشونت با توجه به قوانين موجود چگونه قابل شناسايياند؟
به اعتقاد كارشناسان، خلاءهاي عميق قانوني به وقوع كودك آزاري به ويژه از سوي والدين منجر شده است، به طوريكه بر اساس آمار و ارقام موجود در صورت عدم رسيدگي به موارد كودك آزاري، احتمال تكرار آن در كودكان زير3 سال با 10 درصد افزايش احتمال مرگ، 60 درصد است.
به گفته اين كارشناسان، در كودك آزاري تنها صدمات فيزيكي مطرح نيست بلكه آسيبهاي رواني آن اثري به مراتب طولانيتر و عميقتر دارد و از اين رو تمامي كودكاني كه تحت آزار شديد والدين بودهاند، بايد تحت درمان «بازگشت سلامت رواني» قرار بگيرند تا فشارها و آسيبهاي عاطفي و رواني كه در شرايط مختلف تحمل كردهاند، جبران و برطرف شود و چنانچه قرباني كودك آزاري شناسايي يا جنبههاي آسيب رواني جدي گرفته نشود، كودك آزارديده در آينده به فردي ضد اجتماعي تبديل شده و درصدد انتقامجويي برميآيد.
همچنين بنا بر نتايج تحقيقات به عمل آمده، بالاي 85 درصد موارد كودك آزاري در خانه و از سوي والدين صورت ميگيرد، از اين رو به نظر ميرسد چنانچه والدين با شيوههاي تربيتي و آموزشي آشنا باشند و از تنبيه بدني به عنوان تنها راه تأديب كودك خود استفاده نكنند، شايد ديگر شاهد اين فجايع تلخ نباشيم.