روزنامه شرق در يك حركت قابل ستايش ؛ امروز هم مانند بسياري از دفعات گذشته به پديده كودك آزاري پرداخته است .
ضمن سپاس از زحمات دوستان گرامي در اين روزنامه وزين در زير به مطالب پربار امروز صفحه اجتماعي اين روزنامه مي پردازيم :
1- مرثيه اى براى تمام كودكان
رويا ملكي
آن روز، قلب پسرك زير ضربات چوب ناپدرى براى هميشه از صدا ايستاد. ديروز، پدرى دختر شيرخواره اش را با روسرى خفه كرد.
امروز، كوچك خواهر و برادرى براى هميشه از آزار و اذيت پدر و مادر جان كندند و فردا...
حافظه تاريخى ما هم كم كم عادت مى كند به تمام سطرهايى از روزنامه كه مى نويسد كودكانى از سوى نزديكترين هم خون هايشان ذره ذره، لحظه لحظه شكنجه مى شوند. فاجعه اى پنهان كه زير پوست شهر در امن ترين مكان ها رخ مى دهد و تنها به واژه اى تمام مى شود «طفلكى» و بيچاره كودكانى كه شكنجه هايشان هرگز برملا نمى شود و در سكوتى مصلحت جويانه و انديشمندانه خفه مى شود. اينها قربانيان خواسته و ناخواسته پدران و مادران بد دل هستند.
طبق آخرين آمارهاى سازمان يونيسف كه به تازگى منتشر شده است، هر ساله بيش از ميليون ها مورد كودك آزارى در دنيا رخ مى دهد و بيش از هزاران كودك در نتيجه اين آزار و اذيت ها جان خود را از دست مى دهند و اين درحالى است كه بيشتر موارد كودك آزارى به دليل حفظ حيثيت افراد و خانواده ها توسط آنها گزارش نمى شود.
طبق اين آمار تقريباً نيمى از كودكانى كه در اثر سوءاستفاده جنسى مى ميرند، كمتر از يك سال سن دارند و اكثر قربانيان زير ۵ سال و در مرتبه بعدى ۶ تا ۱۱ سال و ۱۲ تا ۱۷ سال در اين دسته قرار دارند. يك عضو هيات علمى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى مى گويد: ۷۵ درصد كودك آزارى ها توسط والدين كودك در محيط خانه و تنها ۱۵ درصد توسط سايرين صورت مى گيرد. تحقيقات انجام شده بيانگر اين واقعيت تلخ است كه پدران با ۲۸ درصد در رديف بعدى عوامل كودك آزارى جسمانى در خانواده هاى كودك آزار قرار دارند.
آزارهايى در لفافه تاديب كه گاهى چنان طبيعى انگاشته مى شوند كه حتى در قلمرو كودك آزارى هم محسوب نمى شوند. طبق آمارهاى منتشره از سوى انجمن دفاع از حقوق كودك، پدران همچنان درصدر آمار كودك آزارى قرار دارند. اين در حالى است كه پدر مطابق قوانين جارى صاحب فرزند و ولى او محسوب مى شود. صاحبى كه مى تواند به بهانه ادب همچون مالكى آزاد فرزند خود را مورد شكنجه قرار دهد. در جوامع عقب مانده تحقير، يا زدن كودكان جزيى از فرهنگ تربيتى به شمار مى روند. اين نوع كودك آزارى آنچنان در فرهنگ هاى عقب مانده ريشه دوانده كه جامعه آن را به عنوان متد تربيتى پذيرفته است. در حالى كه كودك آزارى طيفى از پايمال شدن حقوق كودكان را مطرح مى سازد كه از ضرب و شتم جسمانى، آزار جنسى تا غفلت و كوتاهى در حمايت از كودكان براى دستيابى به محبت، آموزش و بهداشت را در بر مى گيرد.
اين در حالى است كه قوانين كشور ما تنها در مورد آزارهاى جسمى و تعرض جنسى براى فرد مجرم مجازات تعيين كرده است ولى كودك آزارى طيف وسيعى از صدمات روحى و آزارهاى جسمى مانند بى توجهى، بدرفتارى، ناسزا گفتن به كودك، تحقيرهاى روانى و يا حتى نشان دادن صحنه هاى مستهجن را شامل مى شود كه مجازاتى براى هيچ يك از اين موارد در قانون درنظر گرفته نشده است.
• ادب يا آزار
مادر كتك مى زند، دخترك جيغ. پنجه هايى مشت شده لاى موهاى طلايى دخترك و اندام كوچكى كه به هدايت كشيدن مو اين سو و آن سو پرت مى شود. دسته كفگير بالا مى رود. دخترك التماس مى كند سايه كفگير به زمين مى رسد ولى صداى دختر ديگر به گوش نمى رسد.
پيكر بى جان دخترك، ديگر ناى شيطنت ندارد كودكى ديگر قربانى نامهرى مادرى.
انگشت شمار پدر و مادرانى وجود دارند كه كودك خود را تنبيه نكرده باشند. رفتارى كه همواره با تاييد و مخالفت گروه هاى مختلف كارشناسان حقوق كودك همراه بوده است.
گروهى از آن به عنوان بهترين وسيله براى منضبط و كنترل كودك نام مى برند و گروهى هرگونه تلنگرى از جنس تنبيه را مغاير با حقوق كودكان مى دانند. كارشناسان حقوق كودك معتقدند: «هرگونه فعل يا ترك فعلى كه باعث آثار روحى و جسمى و ايجاد آثار ماندگار در وجود يك طفل شود كودك آزارى محسوب مى شود.» اما متاسفانه اشكال مختلفى از كودك آزارى در ايران داراى آثار ماندگار بر كودك هستند كه مخفى نگه داشته مى شوند.
ممانعت از تحصيل، محروم كردن كودك از وعده هاى غذايى و يا غذاهاى مورد علاقه او، حبس در حمام يا زيرزمين، ترساندن از شىء يا موجود خيالى و... اشكالى از كودك آزارى هاى مخفى با آثار روحى ماندگار است.
روانشناسان و كارشناسان حقوق كودك بر اين عقيده اند كه با تنبيه بدنى كودكان براى تربيت به آنها ترس را آموزش مى دهيم و در نهايت نفرت و خشم را طولانى مدت در ذهن آنها نهادينه مى كنيم.
تنبيه بدنى كه به اعتقاد بيشتر خانواده ها راهى ميان بر براى تربيت صحيح كودكان است شايد در كوتاه مدت پاسخ مثبت دهد كه آن هم تنها زاييده ترس كودك از قدرت بزرگسالان است ولى در بلندمدت جز ناهنجارى هاى اجتماعى بازخورد ديگرى نخواهد داشت. كودكانى كه در بزرگسالى يا افرادى گوشه گير و منزوى مى شوند و يا پرخاشگر و خشن. به هر حال كودك آزارى هر روز رقم صعودى در جامعه نشان مى دهد و اين بيانگر آن است كه قوانين مربوط به اين مسئله نتوانسته است اهرمى براى جلوگيرى از اين پديده باشد.
• تابوشكنى يك جنايت
آمارها پدران را صدرنشين آزاررسانى به كودكان مى دانند.
اين در حالى است كه به اعتقاد حقوقدانان نگاه مالكيت پدر بر فرزندان در قوانين ما حكمفرماست. اين نگاه سبب شده كه حتى پس از نهادن عنوان جرم عمومى بر كودك آزارى در سال ۸۱ توسط مجلس شوراى اسلامى همچنان پدران از اين قانون مستثنى باشند.
پدر، با قتل فرزند قصاص نمى شود و حتى در موارد كودك آزارى توسط پدر نيز نياز به شاكى خصوصى وجود دارد.
مجموعه قانون حمايت از كودكان و نوجوانان موسوم به لايحه كودك آزارى ۲۵ آذرماه ۱۳۸۱ به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد، اما شوراى نگهبان با استناد به اينكه حريم خصوصى افراد بايد حفظ شود تغييراتى را در آن اعمال كرد و به اين ترتيب آنچه در خانه مى گذرد، به نام تاديب و تربيت فرزند خارج از اين قانون قرار مى گيرد. تا پيش از تصويب اين قانون كودك آزارى يك جرم خصوصى محسوب مى شد اما پس از تصويب بخش هايى از آن يك جرم عمومى تلقى مى شود. يعنى اگر فردى آثار ضرب و جرح را در بدن يك كودك ديد يا به عنوان مثال معلمى متوجه پژمردگى روحى دانش آموز ناشى از كودك آزارى شد، مى تواند شكايت كند و ديگر نيازى به شاكى خصوصى نيست.
اين در حالى است كه مدافعان حقوق بشر از آثار كودك آزارى كه غيرقابل شهود و رديابى است ابراز نگرانى مى كنند.
به طور كلى آزار و شكنجه كودكان در خانه به سه دسته تقسيم بندى مى شود؛ كودك آزارى جسمى كه شامل تنبيه بدنى، محروم كردن كودك از غذا و پوشاك مى شود. كودك آ زارى جنسى كه در دايره اى بزرگ تر شامل سوءاستفاده جنسى اطرافيان، نزديكان و افرادى است كه كودك به نوعى به آنها اعتماد دارد و كودك آزارى كه شامل بى توجهى و غفلت به نيازهاى كودكان است، كه به گفته روانشناسان شايع ترين نوع كودك آزارى در كشور محسوب مى شود. البته كودك آزارى جنسى نيز در كشور وجود دارد كه به دليل حيا و تعصب هاى خانوادگى از سوى مادر خانواده مخفى نگه داشته مى شود. اين آزارها بيشتر از سوى محارم كودك اتفاق مى افتد.
• خانه هاى ناامن
بچه هاى كم سن و سال از مادر كتك مى خورند، تنبيه مادر در كودك احساس ناامنى و طرد شدن ايجاد مى كند و وقتى بزرگتر شد مسئوليت تنبيه نوجوان به عهده پدر با قدرت بيشتر گذاشته مى شود، كه در او احساس حقارت را به وجود مى آورد. آمارها حكايت از آن دارند كه قربانيان اعتياد همان كودكان و نوجوانان طرد شده و حقير شده اند.
بنا به آمار انجمن حمايت از حقوق كودكان در سال گذشته ۱۶۵ مورد كودك آزارى گزارش شده است كه ۸/۴۳ درصد از كودكان مورد آزار قرار گرفته پسر و ۲/۵۶ درصد دختر بوده اند.
و اين در حالى است كه به دليل نبود سيستم گزارش دهى در زمينه كودك آزارى، نبود اطلاع دقيق از محدوده كودك آزارى و ترس از اطلاع رسانى آمار كلى و دقيقى در اين زمينه وجود ندارد.
بيشترين آزار كودكان ۵/۳۷ درصد توسط پدران و ۸/۱۸ درصد توسط مادران بوده است.
همچنين در اين تعداد ساير كودك آزاران به ترتيب پدر و مادر به طور مشترك با ۸/۱۳ درصد، نامادرى ۶/۱۰ درصد، مدير و معلم ۳/۶ درصد، ناپدرى و نامادرى با هم ۷/۳ درصد و موسسات نگهدارى كننده از كودكان ۵/۲ درصد، مادر و ناپدرى ۹/۱ درصد اعلام شده است.
بيشترين كودك آزارى ۶/۷۰ درصد جسمى بوده كه از اين ميان كتك زدن با كمربند، دست، كابل و سوزاندن شايع ترين روش هاى آزار عنوان شده است.
همچنين ۳/۶ درصد از كودك آزارى ها و يا به عبارتى دومين نوع كودك آزارى، آزارهاى جنسى بوده است كه به نظر مى رسد به دليل تابو بودن و ملاحظه هاى والدين و شرم كودك بسيارى از آنها بيان نشده باشد.
همچنين ساير كودك آزارى ها به شكل ۴/۴ درصد فرار از خانه، ۵/۰ درصد اخراج از خانه، ۴/۴ حبس در خانه و حمام، ممانعت از ملاقات با مادر مطلقه ۱/۳ درصد، مسامحه و بى توجهى به نيازهاى اساسى كودك ۵/۲ درصد، سوءاستفاده از كودكان در تكدى گرى و ممانعت از تحصيل ۸/۳ درصد بوده است.
به هر حال آمارها عمق فاجعه را نشان مى دهد و نقض هاى قانونى كودك، شيوع كودك آزارى را در كشور افزايش مى دهد. اين در حالى است كه ما تنها به تصويب لايحه كودك آزارى و راه اندازى خط تلفنى براى صداى كودك اكتفا مى كنيم.
2- والدين يمنى فرزندانشان را به بردگى مى فرستند
بنا به گزارشات واصله در ماه اخير حدوداً ۲۰ كودك كه پنج نفر آنها معلول بودند، در يمن از دست باندهاى قاچاق كودك خلاصى پيدا كردند.
آمار نشان مى دهد كه تعداد اينگونه قاچاق ها بسيار زياد است. وزارت امور اجتماعى عربستان اعلام كرد، ماهانه ۳۰۰ كودك يمنى در اين كشور توقيف مى شوند.
هم اكنون در مرز يمن و عربستان سعودى مركزى زير نظر يونيسف تاسيس شده تا از قاچاق كودكان بى گناه به عربستان جلوگيرى كند. اين مركز تاكنون پناهگاه بسيارى از كودكان قبل از خروج از يمن و يا كودكانى كه به يمن بازگردانده شده اند، است.
بر طبق گزارش ها از دهه ۹۰ مقارن با اولين درگيرى در خليج فارس كه كارگران يمنى از عربستان به كشورشان رانده شدند، آمار قاچاق كودكان يمنى به اين كشور افزايش پيدا كرده است.
تعداد كودكان يمنى در عربستان افزايش روزافزونى دارد، زيرا در اين كشور كودكان تحت پيگرد قانونى قرار نمى گيرند و فقط به وطنشان منتقل مى شوند. بنا به گفته مددكاران اجتماعى اكثريت اين كودكان به وسيله باندهاى قاچاق بسيار خبره و با رضايت والدينشان به اين كشور انتقال پيدا مى كنند.
امات الرحمان مددكار اجتماعى و كارشناس امور خانواده در گفت وگو با خبرگزارى IPSاعلام كرد: به دليل فقر زياد و بيكارى، خانواده هاى يمنى كودكانشان را به دست قاچاقچى ها مى سپارند و متاسفانه اين كار غيرانسانى را با رضايت كامل انجام مى دهند. بسيارى از اين كودكان تا مرز كشور سعودى توسط يكى از اعضاى خانواده شان مشايعت مى شوند و در آنجا تنها به سوى سرنوشت غريبى مى روند. حتى در برخى شرايط والدين براى رساندن كودكشان به عربستان به قاچاقچى ها هزينه اى مى پردازند و در اين ميان ثروت زيادى عايد قاچاقچى ها مى شود.
گزارشات حاكى از آن است كه بسيارى از خانواده ها از طريق كودك دور از وطنشان امرار معاش مى كنند. درآمد كودكان از راه هايى چون گدايى، نقل و انتقال مواد مخدر و يا انجام كارهاى بسيار سخت تامين مى شود.
بنا به اظهارات الرحمان بزرگترين ترس هر خانواده اخراج فرزندشان از عربستان و در نتيجه قطع درآمد خانواده است. وزارت امور اجتماعى اعلام كرد اين كودكان از طريق قاچاقچيان، گاردهاى مرزى و مامورين مورد سودجويى و اعمال خشونت قرار مى گيرند. آنها تحت فشار خشونت، گرسنگى و سوء استفاده جنسى هستند.
الرحمان در ادامه گفت وگوهايش با IPS اعلام كرد: اعمال فشار روى كودكان پنج يا شش ساله زيادتر است. اين گروه از كودكان حتى نمى توانند به مامورين اعلام كنند از كدام كشور آمده اند تا همانند بزرگترها به كشورشان برگردانده شوند. بنابراين تصميم دولت سعودى بر اين است كه اين گروه سنى براى مدتى در عربستان نگهدارى شوند.
يونيسف اعلام كرد كودكانى كه بى مجوز از مرز خارج مى شوند و كودكانى كه از عربستان اخراج مى شوند در مركز هاراد نگهدارى مى شوند. اين مركز اعلام كرد كه اغلب اين كودكان مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفته اند. سولوفو رامارسون افسر ارشد برنامه ريزى يونيسف در يمن در مصاحبه با IPS اظهار داشت: هر فردى كه از طريق عربستان به يمن عودت داده شود از نظر ما يك مجرم محسوب مى شود. در بسيارى از مواقع كه قصد داريم كودك را به خانواده اش برگردانيم، آنها از قبول كودك امتناع مى كنند و باز هم كودك را مجبور به يافتن كار در عربستان مى كنند.
سواد الحبشى كارشناس بخش حمايت از كودكان يونيسف در يمن مى گويد: قوانين بايد كمى محكم تر وضع شوند. در يمن هيچ منع قانونى عليه قاچاقچيان كودك وجود ندارد. آژانس فقط مى تواند از افرادى كه يك كودك را مورد سوءاستفاده جنسى قرار مى دهند شكايت كند. قوانين جزايى نيز فقط او را محكوم به سه تا شش ماه حبس مى كند. اين قوانين بايد به كلى تغيير كند.
الرحمان عقيده دارد زندان راه حل اين مشكل نيست. بايد با فقر مالى و فرهنگى مبارزه كرد. اطلاع رسانى بيشتر و آگاهى والدين از اين راه درآمد پرمخاطره مهمترين عملكرد دولت است.
پروفسور محمد الشرفى، استاد دانشگاه، در گفت وگو با IPS اعلام كرد: ما نمى توانيم به خانواده هاى يمنى بگوييم كودكانتان را در خانه نگهداريد و از فقر و گرسنگى بميريد. بهترين راه پيدا كردن مشكل آنها و سعى در حل آن است. مبارزه با فقر فرهنگى ريشه اى تر از دستگيرى كودكان در سرحدات يمن و عربستان سعودى است.
3- پاكستانى ها دختران خود را مجبور به ازدواج مى كنند
نوشين غبرائى
براساس گزارشاتى از پاكستان قرار ازدواج دختران پاكستانى با قبيله دشمن در سنين خردسالى آنها گذاشته شده است. ابدا خان دختر ۱۸ ساله اى است كه مى گويد: وقتى بزرگ شديم متوجه اين عمل ظالمانه شديم. وانى با مرگ تفاوتى ندارد. اگر با آن مردها ازدواج كنيم، عين اين است كه به كام مرگ رويم.
و اين يك رسم قديمى است كه در آن با ازدواج بين دو قبيله جنگ هاى خونين متوقف مى شود. عروس در اين رسم محكوم به تحمل خشونت هايى است كه از طرف خانواده همسرش به او تحميل مى شود.
زياخان يكى از دخترانى است كه قربانى اين رسم ظالمانه شده است و پس از تحمل آزار و اذيت هاى زياد از جانب همسر و خانواده همسرش از آنجا گريخته و به خانه پدرى خود پناه آورده است. او بر اين عقيده است كه خانواده همسرش با او به عنوان يك برده رفتار مى كردند و او را مورد آزار و اذيت قرار مى دادند. پس از اين عمل خانواده شوهر زيا كه زمانى دشمن قبيله عروس بوده اند، براى انتقام جويى و تاوان گيرى دشمنى خود را از سر گرفته اند.
تحقيقات نشان مى دهد كه آمار دقيقى از قربانيان اين سنت غلط در دست نيست ليكن تعداد زنان پاكستانى اسير اين شيوه ازدواج غيرانسانى كم نيستند. مبارزه دختران جهان خان نيازى واقعه بسيار مهمى است كه توسط انجمن مبارزه با وانى تحت پيگيرى قرار گرفته است. انجمن مزبور پس از اتفاق اخير سعى زيادى در منسوخ كردن اين سنت قديمى به صورت قانونى دارد.
جهان خان پدر سه خواهر قربانى مى گويد: پس از اين اتفاق حدوداً ۲۰ يا ۳۰ نفر به حمايت از ما برخاستند. ماجرا از اين قرار است كه ۱۴ سال پيش عموى دختران به نام محمداقبال خان محكوم به قتل پسرعموى خود مى شود. قاتل براى رهايى از مرگ در محلى مخفى شده و بزرگان قبيله براى اتمام خونريزى تصميم گرفتند كه به رسم وانى چهار دختر از خانواده قاتل به عقد مردان خانواده مقتول درآيند. پدر دختران به مخالفت با اين حكم برخاست، ليكن بزرگان خانواده به او گوشزد كردند كه مخالفت با اين مسئله به قيمت جان او تمام خواهد شد. پس او مجبور به قبول اين بى عدالتى شد. اما پس از فرار دخترش زيا از منزل شوهرش اوضاع وخيم شد. خانواده مدعى در نزديكى خانه خان زندگى مى كنند. ديوارهاى منزل كاملاً در محاصره افراد خانواده شوهر زيا است. هر شش متر يك مرد مسلح ايستاده و در كمين عروس بى نوا است. نامزد يكى از دختران مردى با چشمان خونين و ترسناك، موهاى سفيد و سن بالا است. به عقيده او اگر سنت وانى انجام نشود به آنها خيانت شده است. او مى گويد: به ما نارو زده اند و غرور ما را مورد اهانت قرار داده اند. در فرهنگ ما اين دختران رسماً عروس خانواده مقتول هستند و اگر از آمدن به خانه شوهرانشان سر باز زنند، جنگ خونينى سر مى گيرد.
براساس گزارش پليس زيا به نزديكترين اداره پليس اطراف محل سكونتش مراجعه كرده و از آنها مدد خواسته است. زيارت كيانى رئيس پليس اظهار داشت: هر كس در انجام اين سنت شركت كند از لحاظ قانونى تحت پيگرد قرار مى گيرد. همچنين اعلام كرد دخترانى كه تحت ظلم و فشارهاى خانواده هايشان مجبور به ازدواج هستند، مى توانند به پليس شكايت كنند. ولى اين امر عملى نيست، زيرا هيچ دخترى از والدينش شكايت نمى كند تا آنها را دستگير كنند.
انجمن مبارزه با وانى اظهار مى دارد: دختران جهان خان نيازى از استثنائات معدود پاكستان هستند زيرا پدر آنها از لحاظ اجتماعى از جايگاه بالايى برخوردار است و سخت به حمايت از دخترانش برخاسته است. او قصد دارد، دخترانش را به قصد ادامه تحصيل از محل زندگى شان نقل مكان دهد. او بر اين عقيده است كه اگر دخترانش عليه ظلم قدعلم كرده اند فقط به دليل اين است كه تحصيل كرده هستند. دختران بى سواد نمى توانند احساسات و خواسته هايشان را به راحتى ابراز كنند
همچنين او مى افزايد: دختران من بى گناه هستند و اگر من به وانى تن در دهم، حقوق آنها را نقض كرده ام. آمناخان كه فارغ التحصيل رشته ادبيات انگليسى در مقطع كارشناسى ارشد است، اظهار داشت: ما براى آگاهى مطبوعات و مردم جهان تمام سعى خود را مى كنيم.، زيرا اين مسئله تنها نقض حقوق ما نيست. بلكه دختران زيادى در پاكستان قربانى اين سنت ظالمانه هستند. اين سه خواهر نمى دانند وضعيتشان به چه صورت خواهد بود، ليكن اگر دولت و قانون به كمكشان نيايد قصد خودكشى دارند.
ابدا مى گويد: ما براى مبارزه عليه وانى قصد خودسوزى داريم. خودكشى با قوانين شرعى اسلام مغايرت دارد ولى آيا دين ما وانى را تائيد مى كند؟ ليكن ما با قربانى كردن خود خواستار طلب مغفرت خداوند هستيم. ما در ميان سنت، قبيله و رسوممان زندانى شده ايم و قانون و مذهب را به كمك مى طلبيم.