فرزانه غلامي
همه ساله با فرا رسيدن ايام امتحانات آخرسال سيل انتقادات كارشناسي و غيركارشناسي به سوي نظام "حافظه محور" آموزشي كشور روانه مي شود.
والدين هم از يك سو از فرزندشان انتظار دارند كه نمره 20كلاس را در كارنامه اش ثبت كند و از ديگر سو دلشان مي خواهد كارنامه او نشانه اي از كيفيت همه جانبه تحصيلش نيز باشد كه متأسفانه اين گونه نيست.

كارنامه دانش آموزان ما- به استثناي درصد بسيار ناچيزي از مقاطع آغازين دوره ابتدايي- در چنبره نمره و كميت، گرفتار آمده است: هركس كه قدرت بالاتري در حفظ داده هاي معلم داشته باشد ممتازتر و هر آن كه قدرت كمتري داشته باشد و يا به اصطلاح "بازيگوش" تر باشد دانش آموز درجه دو و يا سه لقب مي گيرد.
جالب تر اين كه همين كميت گرايي منجر به تقسيم بندي فضاي كلاس از سوي برخي معلمان مي شود.
البته توجه به نمره و افزايش داده ها از معلم به شاگرد در جايگاه خود ارزنده و پسنديده است، اما آيا اين روش مي تواند در سالهاي آينده و با توجه به افزايش نياز جوانان و نوجوانان ما به فعاليتهاي غيرتئوريك پاسخگوي خواسته هاي آنان باشد؟
دانش آموزان امروز ما ديگر نيازمند از بركردن صرف چند كتاب براي اثبات توانايي و لياقت خود نيستند؛ آنان كلاسي را مثمرثمر مي دانند كه كار علمي، انضباط تحصيلي، حرفه آموزي و هرآنچه را كه به آنان اعتماد به نفس مضاعف مي بخشد يك جا با خود داشته باشد.
اگرچه واقعي شدن چنين خواسته هايي در مقطع فعلي و در نظام كنوني آموزش و پرورش ما به "بهشتي در دوردستها" شباهت دارد كه تنها مي توان خواب آن را ديد! ولي سخن گفتن از اين بهشت تا حدودي مي تواند راه گشاي برنامه ريزان و دلسوزان آموزش و پرورش باشند.
اميد مي رود همين پردازشها منجر به كاهش بخشي هرچند ناچيز از بار اضطرابهاي والدين و دانش آموزان شود و دست كم آنان را به سرابي از "بهشت موعود" در نظام آموزش و پرورش نزديك گرداند كه: "وصف العيش نصف العيش".
هنر معلم، ايجاد انگيزش است
اسفنديار معتمدي مؤلف كتابهاي درسي و مسؤول اتحاديه انجمنهاي علمي آموزشي معلمان فيزيك ايران با اشاره به جريان كهنه انتقال اطلاعات از معلم و كتاب به دانش آموز، به خبرنگار ما مي گويد: ما از ديرباز و در بالاترين سطح فقط مي خواهيم هر كودكي را دانشمند كنيم تا هر آنچه از او پرسيده شود بازگو كند، درحالي كه با اين روش اطلاعات فقط چند ماه پس از امتحان در ذهن او باقي مي ماند و پس از گذشت اين مدت تمام آموخته ها به فراموشي سپرده مي شود.
اين كارشناس آموزش و پرورش اضافه مي كند: اما در آموزش و پرورش جديد قرار است به جاي معلم، يادگيرنده (دانش آموز) مورد توجه باشد و معلم بايد دانش آموز را براي يادگيري بيشتر برانگيزاند.
او تصريح مي كند: در ديدگاه جديد هنرمندي يك معلم صرفاً در سخنراني او نيست، بلكه معلمي موفق تر و هنرمندتر است كه انگيزه بيشتري ايجاد كرده باشد.
به عقيده معتمدي، فعاليتهاي جديد تعريف شده براي يك معلم فقط علمي نيست، يعني خواندن و گوش دادن به تنهايي مدنظر قرار نمي گيرد.
او مي گويد: بايد دستها به كار گرفته شود، يادگيري به صورت عملي محقق شود و يادگيري به يك جريان مداوم و مستمر تبديل شود.
اطلاعات زايد ممنوع!
اين مؤلف كتابهاي درسي آموزش و پرورش به آموزشهاي غيرمفيد در آموزش و پرورش سنتي كشور اشاره و خاطرنشان مي كند: در گذشته براساس سنت مطالبي به دانش آموز ارايه مي شد كه هيچ نيازي به آن ديده نمي شد، اما در آموزش و پرورش جديد دانش آموز ما هيچ مطلبي كه به كار و زندگي اش مرتبط نيست نبايد بياموزد و اطلاعات پراكنده بايد حذف شود، بنابراين امتحان گرفتن از چنين مواد درسي آن هم براي تعيين كميت نيز امري است كه مي توان برآن خرده فراوان گرفت.
به عقيده معتمدي، در آموزش و پرورش بايد علاوه بر ارايه مطالب و اطلاعات جديد، مهارت و توانايي استفاده از آموخته ها نيز ارايه شود.
او اضافه مي كند: مهارتهاي گفتن، شنيدن، نوشتن، ارتباط برقرار كردن و از همه مهمتر مهارت حل مسأله بايد به مواد آموزشي اضافه شود، بدين معني كه به دانش آموز قدرت تجزيه و تحليل مسايل ارايه شود.
مسؤول اتحاديه انجمنهاي علمي آموزشي معلمان فيزيك ايران تصريح مي كند: امروز صحبت از اين است كه معلم، دانش آموز را به يادگيرنده مادام العمر تبديل كند، چرا كه دانش آموز تا پايان عمر در مدرسه نيست، پس بايد به محيط به قدري علاقه مند شده باشد كه دائماً درحال يادگيري و از انگيزه بالايي براي اين كار برخوردار باشد.
از اين مؤلف كتابهاي درسي در مورد كيفيت "طرح توصيفي" كه تاكنون براي سالهاي آغازين ابتدايي به انجام رسيده است، سؤال مي كنم.
او مي گويد: اين طرح بسته به اين كه توسط چه معلمي و با چه ميزان اعتقاد به طرح، مي تواند موفق و يا ناموفق عمل كند.
او مي گويد: قبل از انجام طرح ارزشيابي توصيفي معلم از ميزان علاقه مندي و مهارت دانش آموز مطلع نبود، اما با پياده كردن طرح مذكور كه به نوعي تكاملي است معلم مي تواند در جريان بسياري از نقاط كور آموزشي قرار بگيرد.
به عقيده معتمدي، روش "حافظه محوري" تا زماني مي تواند مفيد و مثمر ثمر باشد كه بخواهيم به دانش آموز صرفاً اطلاعات بيشتري ارايه كنيم و به جنبه هاي كيفي آموزش بي توجه باشيم درغيراينصورت اين روش ناقص و نارساست.
هدف امتحانات نبايد اطلاعات سنجي باشد
مرتضي شكوهي معاون مديركل آموزش و پرورش پيش دبستاني و ابتدايي و كارشناس مسايل آموزشي اين وزارتخانه نيز با اشاره به لزوم هدفمند بودن حضور دانش آموز در كلاس درس به خبرنگار ما مي گويد: بايد هدف از حضور دانش آموز در كلاس و متعاقب آن هدف آموزش و پرورش ايجاد مهارتهاي ذهني و عملي باشد و براي رسيدن به چنين خواسته اي ما نيازمند برنامه ريزي درسي و آموزشي هستيم.
شكوهي در توضيح مؤلفه هاي يك برنامه ريزي موفق آموزشي تصريح مي كند: كتاب، هدف، محتوا، روشهاي تدريس و همچنين ارزشيابي و سنجش از اصول انكارناپذير اين برنامه ريزي است.
او اضافه مي كند: از سويي براي تشخيص بهبود يادگيري و يا عدم بهبود آن نيازمند ارزشيابي هستيم و از سويي ديگر اگر بخواهيم موانع آموزشي را نيز پيدا كنيم بايد از روشهاي سنجش استفاده كنيم كه متأسفانه در نظام آموزشي ما از چنين اقدام ارزشمندي فقط براي ارتقا، طبقه بندي و مقايسه دانش آموزان استفاده مي كنيم و طبيعتاً با اين روش بعد ارزشيابي نظام آموزشي ما ارزش خود را از دست مي دهد.
اين كارشناس آموزش و پرورش از ارزشيابي تحصيلي به عنوان عنصر اساسي برنامه درسي ياد مي كند كه بايد ابزاري براي رفع موانع يادگيري و شناسايي كاستيها، ضعفها و يا احياناً نقاط قوت باشد.
او يادآور مي شود: اعتقاد من اين است كه يك نظام ارزشيابي تحصيلي زماني درست عمل مي كند كه اطلاعات مناسبي در زمينه وضعيت تحصيلي دانش آموز ارايه دهد تا به استناد آن بتوانيم به دانش آموز كمك كنيم و در صورت لزوم، او را به تلاش بيشتر براي يادگيري عميق تر ترغيب نماييم.
به عقيده مرتضي شكوهي، امتحانات نبايد صرفاً اطلاعات محفوظ دانش آموز را بسنجد و زمينه استرس و دلهره او را فراهم آورد، بلكه اين ارزشيابي بايد مرحله اي از مراحل يادگيري دانش آموز تلقي شود تا بدين وسيله در لحظه ارزشيابي هم او در حال آموختن مسايل جديدتري باشد.
او اضافه مي كند: كارشناسان تعليم و تربيت عقيده دارند ارزشيابي و سنجش تحصيلي بايد براي يادگيري باشد نه از يادگيري! كه به اين ترتيب بايد نظام آموزشي ما اصلاح شود و اين اصلاح بي شك به تعمق، مطالعه و توجه فراوان به ابعاد مختلف آموزشي بستگي دارد.
به تعريف جديد "نمره" نيازمنديم
شكوهي با اشاره به اين كه مي توان از نتايج يك امتحان در راستاي كاهش اثرات منفي ارزشيابي هاي موجود استفاده كرد، مي گويد: براي مثال نمره امتحان را به عنوان نمره قطعي و رقم زننده سرنوشت تحصيلي يك دانش آموز درنظر نگيريم، بلكه نمره تنها يك عامل و يك بعد از اطلاعات به دست آمده باشد تا بدينوسيله و براساس اطلاعات جمع آوري شده ديگر نقاط ضعف و قوت يك دانش آموز را به او گوشزد كنيم.
او هدف امتحان را ارايه بازخورد به معلم، دانش آموز و والدين مي داند.
شكوهي در توضيح ويژگيهاي اين بازخورد به دو نكته اشاره مي كند و خاطرنشان مي سازد: اولاً بايد وضعيت تحصيلي يك دانش آموز را تاحدودي مشخص كند و ثانياً به او كمك كند تا اقداماتي براي يادگيري بهتر انجام دهد.
او مي گويد: آموزش و پرورش بايد نظام امتحانات را به گونه اي تغييردهد كه يادگيري بهتر را به دانش آموزان القا كند نه اين كه به ترويج دريافت نمره بالا از طريق حفظ كردن بپردازد!
به عقيده معاون دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش، نمره در جايگاه خود و در سطح بالاتر تحصيلي نظير دبيرستان و تا حدودي راهنمايي مي تواند عاملي براي كمك به دانش آموز، والدين و معلمان تلقي شود، اما در دوره ابتدايي توجه به كيفيت تحصيلي بسيار حائز اهميت است و در اين مقطع توجه به عدد و كميت معقول به نظر نمي رسد.
مرتضي شكوهي معتقد است: مشكل ما در قوانين و مقررات نيست، چرا كه براي نمونه در نظام ارزشيابي متوسطه و راهنمايي و در قالب طرح و برروي كاغذ همه ابعاد به بهترين نحو ذكر شده است، اما در نوع اجرا، تحليل و استفاده از نتايج امتحانات نارساييهاي بي شماري وجود دارد.
او مي گويد: در قوانين آموزشي ما آمده است، براي اين كه دانش آموز ارزشيابي تحصيلي شود بايد از روشهاي متنوع مانند آزمون، مشاهدات، تكاليف عملكردي و پرسشهاي تدريجي استفاده كنيم، اما در حوزه اجرا تحليل و تغيير اين گونه عمل نمي كنيم.
شكوهي عقيده دارد: اگر از داشته هاي آموزشي كارشناسان آموزش و پرورش و معلمان به خوبي استفاده شود، بسياري از مشكلات فعلي ارزشيابي در كشور حل خواهد شد.
ختم كلام
چقدر برخي از كارشناسان ما در مقام تحليل و تجزيه و گاه نتيجه گيري خوب حرف مي زنند! و اين خوب حرف زدن ها هم منحصر به آموزش و پرورشيها نيست.
خوب تر اين كه كاش از هر حوزه اي بهترين سخنان كارشناسي گلچين و از همين امروز زيربناي بسياري از تغييرات گذاشته مي شد.
تا باد چنين بادا...
منبع : روزنامه قدس