اشاره - در روز پنج شنبه 25 خرداد موقعي كه براي ديدار با كودكان كاربه كارگاهها رفتيم خانم شيوا زرآبادي روزنامه نگار تواناي مسايل اجتماععي نيز با ما بود كه گزارش زير حاصل مشاهدات ايشان است .
منبع : روزنامه شرق
در روز جهانى مبارزه عليه استثمار كودكان
در ايران هيچ خبرى نيست
درست همان موقعى كه پسرك نحيف و رنگ پريده چهارده ساله چراغ كارگاه را روشن كرد، كترى را روى گاز پيك نيكى كنار كارگاه گذاشت، از پانزده پله شكسته كارگاه بالا رفت تا از تنها شير آب دم در آبى به صورتش بزند و به وقت ايران، ساعت ۸ صبح پشت چرخ خياطى كه ۳ سال است كار، تفريح و زندگى اش است بنشيند، كم كم شركت كنندگان اجلاس جهانى كار در ژنو از خواب بيدار مى شوند تا در آخرين روز دويست و نودوپنجمين جلسه شركت كنند و از مسئله كار كودك بگويند.
اين آخرين روز از اجلاسى است كه سه هزار شركت كننده از سراسر دنيا و از جمله ايران دارد، اينجا، جنوب بازار بزرگ تهران در يك روز صبحى كه ۲۵ خرداد و يك پنجشنبه عادى است هيچ اتفاق جديدى نيفتاده است. چرخ باربرها به راه افتاده و در كوچه و پس كوچه هاى مشرف به بازار بزرگ مى چرخد. دستگاه هاى اتوكش ها، چرخكارها و زيگزال دوزها هم روشن شده است و پشت درهاى بسته اى كه نه كسى از آنها بيرون مى آيد و نه كسى به آنها وارد مى شود يك روز مشقت بار ديگر شروع شده است. وزير كار و امور اجتماعى سيدمحمد جهرمى در اجلاس جهانى كار با اشاره به حمايت جدى كشورمان از برنامه هاى دبيرخانه سازمان بين المللى كار براى محو كار كودك گفت: «جمهورى اسلامى بيش از ۲۶نوع كار خطرناك را براى كودكان شناسايى و ممنوع اعلام كرده است.»
اما در كوچه و پس كوچه هاى بازار بزرگ ناحيه ۳ از منطقه ۱۲ تهران سال ها است كه خانه هاى مسكونى جاى خود را به كارگاه هاى توليدى داده اند. توى اين كوچه ها همه چيز عين يك محله عادى است اما با كمى توجه معلوم مى شود كه يك خانه مسكونى چند كارگاه اتاق اتاق را در زيرزمين و بالاى پشت بام و خلاصه در هر سوراخى جاى داده، خانه ها به شدت فرسوده اند، ديوارها پر از ترك هايى است كه آدم فكر مى كند با يك فوت خواهند ريخت. در اين كوچه و پس كوچه ها پر از اين خانه ها و اين كارگاه ها است كه كارگران آن زير ده نفر هستند و طبق ماده ۹۲ قانون نظام صنفى از شمول قانون كار خارج اند. نه آمار دقيقى از تعداد واحدهاى كارگاهى اين منطقه وجود دارد چون به عبارتى مخفى هستند تا از پرداخت ماليات به شهردارى بگريزند و نه آمارى از تعداد كارگران. فقط هر در شكسته معنى اش اين است كه حداقل ۲۰ آدم كوچك و بزرگ در اين ساختمان مخروبه كار مى كنند و كار مى كنند و كار مى كنند، اندكى مى خورند و اندكى مى خوابند و زياد از كارگاه بيرون نمى آيند. كارگاه هاى رو به كوچه هيچ پنجره يا نورگيرى ندارند آنچه بوده را با چيدن آجر به اين دليل كه شهردارى نگويد خانه را به مغازه تبديل كرده ايد بسته اند. از نظر بهداشتى شرايط كارگاه ها وحشتناك است. توالت و دستشويى كه همان ظرفشويى يا دوش حمام است، گاز پيك نيكى كه همان اجاق گاز و جاى خواب كه همان اتاق كار است فاصله چندانى با هم ندارند. از خانه هاى مخروبه اى كه زمانى قلب تپنده تهران و خانه اعيان و اشراف بازار بوده اند امروز با ۲۰۰ هزار تومان پول پيش و ماهى ۳۰ هزار تومان كرايه، نمى شود پيش از اين هم انتظار داشت. سال گذشته همزمان با برگزارى اجلاس جهانى كار برنامه هاى محدودى در ايران در خصوص كاهش و محو انواع كار كودك برگزار شد. اتفاقى كه امسال كمترين حرفى از آن زده نشد. ايران تاكنون به ۱۲ مقاوله نامه جهانى پيوسته كه ۱۱ مورد آن قبل از انقلاب بوده است. مقاوله نامه ۱۸۲ كه در مورد محو بدترين اشكال كار كودك است بعد از انقلاب و به طور مشروط توسط ايران پذيرفته شده است. مطابق با اين مقاوله نامه كشورها موظفند گزارش هايى در خصوص كار كودك به سازمان جهانى كار ارائه دهند. در و ديوار كوچه هاى اين منطقه پر از آگهى استخدام است. كارگر ماهر و پادو. اينجا كار ريخته است. اما با اين شرايط از ۷ صبح تا ۱۲ شب يا ۲ نيمه شب براى ماهى ۱۵۰ يا ۲۰۰ هزار تومان. اينجا همه تقريباً مى گويند ۱۷ساله اند. انگار مى دانند و يا به آنها گفته اند كه مطابق با قانون كار ايران سن قانونى كار ۱۸ سال است و مطابق با پيمان نامه حقوق كودك ۱۵ سال. بچه ها در پاسخ به اين سئوال كه چند سالته يا مى گويند نمى دانيم يا از صاحب كارشان مى پرسند يا مى گويند ۱۷ سال. در هر كارگاه حداقل ۲ ، ۳ كودك ۱۴ و ۱۵ ساله كه دو سه سالى است كار مى كنند وجود دارد.
• شب و روز كار مى كنيم
ده پله به بالا، يك پاگرد و ۱۲ پله بالاتر. يك كارگاه توليدى. اتاق سمت راست آشپزخانه شامل يك يخچال، يك گاز پيك نيكى، يك شير آب با سينك شكسته اى زير آن، زباله ها روى زمين بيرون ريخته. اتاق سمت چپ تا خرخره پر از توپ پارچه است. اين اتاقك زمانى حمام اين خانه بوده كه امروز تغيير كاربرى داده است. ميز بزرگ چوبى شكسته اى وسط هال است. يك راه باريك به اتاق اصلى كارگاه مى رود. ۷ چرخ خياطى با ۵ جوان. ديوارها پر از پوستر است. كارگاه ها با هم نقاط مشترك زيادى دارند. غير از شرايط بغرنج، چشم نوازترين آنها پوسترهاى روى ديوارها و نوشته هاى يادگارى و شعر روى ديوارها است. در اين كارگاه به جز پوسترهاى خوانندگان و هنرپيشه هاى مجاز و غيرمجاز ستارگان فوتبال هم بخش اعظمى از پوسترها را تشكيل داده اند. بچه هاى اينجا قرمزند و طرفدار پرسپوليس. وقت فوتبال بازى كردن و گل كوچك ندارند. اما بعضى از بازى هاى جام جهانى را مى بينند. اهل زنجانند. ۱۴ساله، ۱۷ساله، ۲۳ساله كه ۸ سال اينجا كار مى كند و ۲۶ ساله. ۷ نفرند كه همه همين جا مى خوابند. درآمد خود را براى خانواده به زنجان مى فرستند. كارگران كارگاه ها بيشتر ايرانى و اهل تهران نيستند. خيلى از آنها مى گويند تابستان ها تعداد بچه هايشان بيشتر مى شود. از ۲ هفته ديگر كم كم شروع مى كنند به كار كردن. صاحب كارى مى گويد الان مشغول ديدن جام جهانى اند. آن بچه هايى كه درس مى خوانند و تابستان ها كار مى كنند.
جالب است كه صاحب كارها هم درست در بچگى زندگى همين كودكان را داشته اند. از بچگى كار كردند و امروز بچه هايى را براى كمك به امورات خانواده هايشان به كار مى گيرند. آنها هم روزى كودك كار بوده اند. اما يك جورى دل آدم مى ريزد وقتى مى بيند پسرهاى نوجوان و كودك در كارگاه هاى مخفى اى پادويى مى كنند كه ۴ ، ۵ جوان بيست و چندساله و سى ساله از سپيده صبح تا بوق سگ با هم تنها هستند، كار مى كنند، شوخى مى كنند و... پسرك بالاى سرش با سواد كلاس سوم دبستان خود نوشته بود «چه عذابيه به دنيا اومدن؟» جهرمى كه در اجلاس جهانى كار درست همين چند روز پيش سخن مى گفت تاكيد كرد: «كار كودك تابعى از فقر، ضعف آموزش و كمبود فرصت هاى شغلى مولد و ناموزون در اثر چالش هاى جهانى شدن و گرايش هاى برجامانده از انديشه فرصت طلبانه سرمايه دارى و برده دارى استعمار نوين است.»
• من به جاى تو نقاشى مى كشم
ساعت ۹ صبح روز جهانى مبارزه با استثمار كودكان ۱۶ ژوئن يا همان ۲۵ خرداد است. يك گروه كه هيچ كدام كودك نيستند در خانه كودك شوش رنگ آميزى مى كنند. خيلى از آنها سال ها است كه با مداد رنگى غريبه بوده اند اما امروز و فقط همين امروز كار كودك را كه گفته مى شود تحصيل و بازى است به عاريت گرفته اند و كودك هم به اجبار كار بزرگ ترها را. يك گروه تقريباً بيست نفره جمع شده اند تا امروز به ديدن كودكان كار بروند. به همت گروه تحقيق و پژوهش خانه كودك شوش كه شعبه اى از انجمن حمايت از حقوق كودكان است كارگاه هاى ناحيه ۳ از منطقه ۱۲ شناسايى شده اند. دعوتنامه هايى براى شركت كودكان كار در اردوهاى رايگان خانه كودك، همان ها كه ما رنگ كرديم تهيه شده است.
هر عضو گروه تحقيق خانه كودك شوش پنج نفر را راهنمايى مى كند. ساعت ۹ صبح است و در اتاق ديگرى از خانه كودك شوش باز هم بچه ها نيستند. گروهى از افراد خارهاى شاخه هاى گل را جدا مى كنند و هر شاخه گل رز را مى پيچند. ۲۰۰ شاخه براى ۲۰۰ كودك كار. برنامه حركت اين است؛ وارد كارگاه ها مى شويم اگر كارفرما با ورود ما مشكل داشت اصرار نمى كنيم و با اين هدف كه نمى خواهيم براى كودكان كار، خانواده ها و كارفرمايشان مشكل ساز شويم از استثمار و ظلم و ستم حرف نمى زنيم.
شيوا دولت آبادى روانشناس و عضو انجمن حمايت از حقوق كودك قبل از حركت درباره نوع برخورد ما با بچه ها و كارفرماها صحبت مى كند: «كار كودك به دليل مسئله فقر خانواده است. مشكل ما كارفرما نيست. ما مى دانيم كه نمى توانيم كار كودك را ريشه كن كنيم اما مى توانيم شرايط آنها را كمى بهتر كنيم. ما بدون اينكه نگرانى براى آنها و كارفرمايشان ايجاد كنيم به كنار آنها مى رويم و آنها را به خانه كودك دعوت مى كنيم.» مطابق با آمار سازمان جهانى كار بيش از ۲۰۰ ميليون كودك كار در سراسر دنيا وجود دارد كه بيشترين جمعيت را دختران زير ۱۶ سال تشكيل مى دهند. در حال حاضر ۸۸ كشور از جمله ايران عضو برنامه كاهش كار كودكان (IPEC) هستند.
گروه هيچ اشاره اى به ظلم و ستم نكرد. كودكان كار شاخه گل، كتاب و دعوت نامه گرفتند و خدا كند اين اتفاق افتاده باشد كه كودك لحظه اى فكر كند من يك كودكم و كارفرمايش فكر كند كارگرم يك كودك است. به همين سادگى يك بار ديگر روز جهانى مبارزه عليه استثمار كودكان تمام شد و درست مثل شعرى كه روى ديوار كارگاهى نوشته شده بود؛ امروز همان فردا نيست كه ديروز نگرانش بوديم. امروز تمام مى شود و فرداها مى آيند و هيچ اتفاق خاصى هم نمى افتد.