نگاهى به پرونده ربودن ۳۴۵ كودك توسط يك زوج جوان
منبع : روزنامه شرق - بهنام پاکزاد/روز چهاردهم آبان ماه سال ۸۳ بود. دخترك ۸ساله جلوى منزلشان در يكى از خيابان هاى شهرستان نطنز مشغول بازى كردن با دوستانش بود. سحر چشم گذاشته بود تا دوستانش قايم شوند. تا ۱۰ شمرد. دست هاى كوچكش را از چشمش برداشت تا دوستانش را پيدا كند. هر كدام از آنها جايى مخفى شده بودند. سحر هم به دنبال آنها مى گشت كه ناگهان يك خودروى پژو ۴۰۵ بژرنگ جلويش ايستاد. يك زن و مرد جوان داخل آن نشسته بودند.

زن جوان شيشه ماشين را پايين كشيد و همان طور كه با لبخند به سحر نگاه مى كرد با دستش به او اشاره كرد و خواست تا به خودرو نزديك شود. سحر دوان دوان به سمت خودروى مذكور رفت. زن جوان كاغذى را كه در دست داشت به سحر نشان داد و از او خواست تا آنها را در يافتن آدرسى كه روى كاغذ نوشته شده كمك كند. سحر آدرس را نگاه كرد و گفت خيابان را كه مستقيم رفتيد دومين چهارراه سمت راست برويد داخل خيابان. زن جوان با خنده اى كه بر لب داشت به سحر گفت: ما اهل اينجا نيستيم و نمى توانيم اين آدرس را پيدا كنيم. تو بيا سوار ماشين شو و ما را راهنمايى كن تا آدرس را پيدا كنيم. سحر گفت: الان من دارم با دوستانم بازى مى كنم، نمى توانم با شما بيايم. سحر كه با اصرار زن جوان روبه رو شد سوار خودروى آنها شد و با فرياد دوستانش را صدا كرد و به آنها گفت چند دقيقه ديگر برمى گردد. زن و مرد جوان و به ظاهر مهربان در طول مسير با سحر صحبت مى كردند و از او در مورد وضع زندگى اش مى پرسيدند. هر لحظه سرعت خودرو زيادتر مى شد. چهارراه اول، چهارراه دوم، چهارراه سوم. خودرو از شهر خارج شد. سحر كه بسيار ترسيده بود به مرد جوان گفت : «آقا بايد از چهارراه دوم مى رفتيد. اين مسير درست نيست.» در اين لحظه زن جوان چاقويى از داخل كيفش بيرون آورد و آن را روبه روى سحر گرفت. دخترك از ترس به خود مى لرزيد و زبانش بند آمده بود. فكرش را هم نمى كرد كه آن زن جوان و مهربان چاقو در دست گرفته باشد. زن چاقو را به سحر نزديك تر كرد و از او خواست النگو، گردنبند و گوشواره هايش را درآورده و تحويل بدهد. سحر بسيار ترسيده بود. او به حرف هاى زن جوان گوش كرد. خودرو كه چند كيلومترى از شهر دور شده بود، در يك خيابان فرعى متوقف شد و زن و مرد جوان سحر را از خودرو به بيرون پرت كرده و متوارى شدند. از سوى ديگر پدر و مادر سحر نگران او شدند اما هنگامى كه به جلوى در منزلشان مراجعه كردند دوستان سحر مشغول بازى بودند و خبرى از سحر نبود. وقتى مادر سحر سراغ او را از دوستانش گرفت آنها ماجرا را تعريف كردند.دقايقى بعد پدر و مادر سحر به پليس مراجعه كردند و موضوع را با ماموران درميان گذاشتند. ماموران پليس وقتى ماجرا را شنيدند متوجه شدند چندى پيش نيز دختربچه ديگرى با همين روش ربوده شده و يك زوج جوان بعد از ربودن وى تمام طلا و جواهراتش را به سرقت برده و متوارى شده اند. پليس در حال بررسى اين موضوع بود. در جريان تحقيقات مشخص شد افراد زيادى در شهرهاى مختلف كشور با مراجعه به پليس اعلام كرده اند دخترانشان توسط يك زن و شوهر جوان ربوده شده اند. به اين ترتيب پليس اصفهان تيم ويژه اى از ماموران خود را موظف كرد تا شناسايى و دستگيرى اين زوج سارق را در دستور كار خود قرار دهند. بلافاصله طرح مهار در شهرستان نطنز به اجرا درآمد و تمام ورودى ها و خروجى هاى شهر تحت نظر پليس قرار گرفت. در حالى كه تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت راننده يك خودروى رهگذر كه بدن نيمه جان سحر را در كنار خيابان پيدا كرده بود به پليس مراجعه كرد و او را تحويل داد. سحر بلافاصله به بيمارستان انتقال يافت و تحت مداوا قرار گرفت. دخترك بعد از هوشيارى ماجرا را براى پليس تعريف كرد. پليس كه پى برده بود اين زوج جوان تاكنون دختران زيادى را ربوده و طلا و جواهرات آنها را سرقت كرده اند و بعضاً آنها را مورد آزار و اذيت قرار داده اند كار شناسايى آنها را به صورتى جدى تر دنبال كرد.در حالى كه تحقيقات در اين باره در اكثر شهرهاى كشور ادامه داشت سرانجام عصر همان روز يعنى چهاردهم آبان ماه ۸۳ پليس رد پژو۴۰۵ بژرنگ را در حوالى پليس راه اصفهان گرفت و با مظنون شدن به آن دستور ايست داد.سرنشينان خودرو با شنيدن دستور ايست پليس قصد فرار داشتند اما موفق نشدند و در يك تعقيب و گريز مسلحانه دستگير شدند.مرد جوان بعد از دستگيرى قصد داشت مبلغ ۶ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان وجه نقدى را كه در اختيار داشت به صورت رشوه به ماموران پرداخت كند اما ماموران پيشنهاد او را نپذيرفتند و آنها را به اداره آگاهى اصفهان انتقال دادند.زوج جوان در بازجويى ها خود را «بهزاد» و «آنيتا» معرفى كردند اما منكر هرگونه كودك ربايى و سرقت و آزار و اذيت شدند. بهزاد و آنيتا در تمام مراحل بازجويى اتهام خود را انكار مى كردند اما هنگامى كه ماموران پليس آنها را با چند دختربچه ربوده شده مواجهه حضورى كردند به ناچار لب به اعتراف گشودند. آنها در اعترافات تكان دهنده خود به پليس گفتند از اوايل سال ۸۱ تصميم به اين كار گرفته و در شهر هاى مختلف كشور دختران خردسالى را كه تنها مى ديدند به بهانه پرسيدن آدرس سوار خودرو كرده و در يك جاى خلوت با تهديد چاقو، طلا و جواهراتشان را سرقت مى كردند. آنها در ادامه اعلام كردند براى اينكه شناسايى نشوند بعد از هر چند سرقت خودروى خود را تعويض مى كردند. بعد از اين كه خبر دستگيرى اين زوج جوان منتشر شد تعداد شاكيان افزايش چشمگيرى يافت. روزبه روز بر تعداد شكات افزوده مى شد. حدود ۱۵۷ شاكى از تمامى نقاط كشور با مراجعه به پليس از زوج جوان اعلام شكايت كردند. در حالى كه پليس مشغول بررسى شكايات شكات بود متهمان در اعترافات جديد خود به ۳۴۵ مورد كودك ربايى و سرقت طلاجات آنها اقرار كردند. بهزاد و آنيتا يك هفته بعد از دستگيرى موفق به فرار از بازداشتگاه اداره آگاهى اصفهان شدند. اما ماموران پليس در يك اقدام اطلاعاتى و امنيتى مخفيگاه آنان در شهرستان بم را شناسايى و در حالى كه ۷۰ درصد پليس كشور در اين خصوص آماده باش بودند و تمامى راه هاى كشور تحت نظر پليس بود آنها را ۴۸ ساعت پس از فرار دوباره دستگير كردند. به اين ترتيب پرونده زوج جوان سارق جهت رسيدگى به شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومى جزايى اصفهان ارسال شد و قاضى اميد حفيظى پس از برگزارى جلسه محاكمه حكم مجازات اين زوج جوان را صادر كرد. براساس راى قاضى پرونده متهم رديف اول پرونده به نام «بهزاد بهادرى پور» ۳۷ساله به يك بار اعدام در ملاءعام، ۱۰ سال حبس تعزيرى، ۷۴ ضربه شلاق در ملاءعام و پرداخت خسارت به شكات محكوم شد. همچنين متهم ديگر پرونده به نام «آنيتا دستگيرعالى» ۳۰ساله نيز به ۱۰ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت خسارت به شكات محكوم شد. حكم صادره از سوى شعبه ۱۰۲ جهت تاييد به ديوان عالى كشور ارجاع شد و قضات اين ديوان پس از بررسى همه جانبه پرونده راى مجازات متهمان را تاييد كردند. به احتمال فراوان حكم مذكور بعد از جلسه شوراى تامين طى چند روز آينده در اصفهان اجرا مى شود. دادستان عمومى و انقلاب اصفهان با اشاره به افزايش اين قبيل جرايم به تمام خانواده ها هشدار داد و گفت: خانواده ها به فرزندان خود بياموزند كه تحت هيچ شرايطى سوار خودروهاى شخصى نشوند و از وسايط نقليه عمومى استفاده كنند. سيدحميدرضا طباطبايى افزود: با توجه به رو به گسترش بودن جمعيت شهرى و همچنين اينكه لباس هاى نظامى به راحتى در اختيار مردم قرار مى گيرد مراقب ماموران قلابى باشيد. هيچ مامورى بدون ارائه حكم قضايى و كارت شناسايى معتبر حق انتقال افراد را ندارد.
• گفت وگو با متهم رديف اول پرونده
•خودت را معرفى كن؟
بهزاد بهادرى پور هستم ۳۷ساله، اهل بم و ساكن كرج.
•سواد دارى؟
ديپلم ردى هستم.
•از اول در كرج بودى؟
نه در زاهدان زندگى مى كرديم. زمانى كه خواهرم دانشگاه تهران در رشته مهندسى قبول شد به تهران آمديم.
•چند خواهر و برادر دارى؟
تنها يك خواهر دارم.
•با همسرت چگونه آشنا شدى؟
او در داروخانه مشغول به كار بود كه در رفت و آمدهايى كه به آنجا داشتم با او آشنا شدم و پس از چند ماه آشنايى از او خواستگارى كردم و با هم ازدواج كرديم.
•چند سال پيش ازدواج كردى؟
۹ سال پيش.
•فرزند هم دارى؟
نه.
•از كى شروع به اين كار كرديد؟
از حدود دو سال قبل از دستگيرى.
•چرا؟
نمى دانم.
•علت و انگيزه ات چه بود؟
فقط به خاطر مشكلات مالى.
•جرم ديگرى هم مرتكب شدى؟
بعضى وقت ها دخترها و پسرهاى جوان را هم كه مى ديديم تحت عنوان مامور از آنها اخاذى مى كرديم.
•الان نظرت درباره كارهايى كه كردى چيست؟
پشيمانم. نبايد اين كار را مى كرديم.
•مى دانى حكمت چيست؟
بله.
•چه احساسى دارى؟
توكل كرديم به خدا، خدا بزرگ است.
•ناراحت نيستى؟
چرا خيلى ناراحتم. من زندگى را دوست دارم، اميدوارم دوباره بتوانم زندگى كنم. اما من فكر مى كنم حكمى كه براى من صادر شده نوعى ظلم است.
•آن روزها كه بچه ها را مى دزديدى به اين روز فكر نمى كردى؟
نه هيچ وقت فكر نمى كردم كه دستگير شوم.
•حرف آخر.
طلب بخشش.
گفتنى است آنيتا، متهم رديف دوم پرونده كه به عنوان همدست همسر خود را در اين كودك ربايى ها يارى مى كرد فقط به اظهار يك جمله بسنده كرد و گفت: «اگر قرار باشد همسرم بهزاد اعدام شود و من زنده بمانم حتماً تا پايان دوران محكوميتم خودم را مى كشم.»
• آدم ربايى
براساس قوانين موجود آدم ربا به فرد يا افرادى گفته مى شود كه فرد يا افرادى را براى مقاصد سياسى و يا مالى و به صورت جبرى با خود برده و در محلى تا انجام خواسته شان به اجبار نگهدارى كنند. آدم ربايى انگيزه هاى مختلفى دارد كه شايع ترين آن انگيزه هاى تركيبى از جمله سرقت و اعمال ضداخلاقى است. اين نوع آدم ربايى كه توسط افراد مجرم خطرناك صورت مى گيرد معمولاً توسط گروه هاى دو يا سه نفره اى انجام مى شود كه غالباً سابقه دار بوده و انواع اقدامات مجرمانه و جرايم مختلف را تجربه كرده و تجارب قابل توجهى در ارتكاب جرايم با رعايت جوانب حرفه اى آن دارد. قربانيان اين گونه جرايم معمولاً زنان و دخترانى هستند كه به واسطه احتمال وجود طلاجات و زيورآلات در بدن خود، وجود كيف همراه داراى وجه نقد و اشياى ارزشمند توسط آدم ربايان ربوده مى شوند. اين نوع جرم يكى از بارزترين زمينه هاى مجرمانه اى است كه مجرمان خطرناك با انجام عمليات واحد مرتكب آن مى شوند. اما يكى ديگر از انواع آدم ربايى با انگيزه باج خواهى صورت مى گيرد كه اين اصلى ترين و واقعى ترين مصداق آدم ربايى است. در اين نوع آدم ربايى افرادى بدون اطلاع قبلى و بدون اينكه علت و سبب قانع كننده اى عليه آنها وجود داشته باشد صرفاً براى اينكه در قبال رهايى همراه با سلامت آنها باج پرداخت شود، ربوده شده و آدم ربايان با سلب آزادى فرد، در حبس نگه داشتن او و با تهديدات آزاردهنده فراوان و مخل آسايش، خانواده و بستگان او را در فشار قرار مى دهند تا بر اثر نگرانى اجبارى ناشى از فقدان فرد و تهديداتى درباره سلامت او اعضاى خانواده اش اقدام به پرداخت باج كنند. در اين نوع آدم ربايى كه افراد بدون علتى خاص و قانع كننده و صرفاً به علت ثروت و تمول خود در معرض تهاجم و عمليات مجرمانه گروه يا گروه هاى جنايتكار قرار گرفته، جان و امنيت جانى شان در گرو پرداخت باج ظالمانه همراه با خطر جدى و مرگ آور قرار مى گيرد. آدم ربايى با انگيزه اختلافات خانوادگى كه از نوع كم خطر و آرام محسوب مى شود نيز در كشور ما بعضاً اتفاق مى افتد. اين نوع آدم ربايى معمولاً در پى بروز اختلافات خانوادگى و زناشويى رخ مى دهد و معمولاً قربانيان دائمى و ثابت آن كودكان اين گونه خانواده ها هستند كه در پى بروز اراده هاى ناراضى از توافق هاى درون فاميلى مبادرت به ربودن و انتقال «بچه هاى طلاق» و يا «بچه هاى خانواده هاى در آستانه طلاق و فروپاشى» مى كنند تا نگهدارى بچه نزد خود و محروميت طرف مقابل از نگهدارى بچه را منتفى كنند.
آدم ربايى با انگيزه بهره گيرى جنسى، آدم ربايى با انگيزه تحميل خواسته هاى سياسى، آدم ربايى با انگيزه تحميل شرايط و تغيير اوضاع، آدم ربايى با انگيزه تسويه حساب هاى مرتبط با قاچاق انسان، آدم ربايى با انگيزه آزاد كردن افراد زندانى، آدم ربايى با انگيزه انتقام جويى و آدم ربايى با واسطه و سفارشى با انگيزه هاى مختلف نيز از انواع ديگر اين جرم هستند.
• هر ۴۰ ثانيه يك كودك در آمريكا ربوده مى شود
پديده آدم ربايى در جهان نيز افزايش چشمگيرى داشته است. به طورى كه اتحاديه كودكان ناپديد شده آمريكا اعلام كرد هر ۴۰ ثانيه يك كودك در اين كشور ربوده و يا گم مى شود. هر روز هزاران كودك در سراسر آمريكا مفقود مى شوند كه اكثراً قربانى آدم رباها مى شوند. از اكثر اين موارد ربودن كودكان مى توان با آموزش و تربيت مناسب كودكان توسط والدين جلوگيرى كرد. اگر كودكان ياد بگيرند چگونه با غريبه ها رفتار كنند و به آنان اعتماد نكنند بسيارى از حوادث كودك ربايى و باج خواهى در جامعه رخ نمى دهد.