Download Persian Font

 

 

    English Site
HOME ارتباط با ما طراحان سايت ديگر سايت ها گالری عکس فعاليت ها

اخبار

درباره ما

تحقق حقوق كودك نياز

 به مساعدت همگاني دارد


شنبه 4 شهریور 1385
رسالت آموزش و پرورش و «تمرین مهارت های زندگی»


حیدرعلی شاه حسینی - روزنامه شرق
«در كشورهای توسعه یافته هدف مدرسه آموزش مهارت های زندگی و تمرین آنها است.»«... كارشناسان و مسئولان آموزش و پرورش ایران نیز هم صدا با كارشناسان و مدیران آموزش و پرورش كشورهای توسعه یافته همان ها را می گویند اما در عمل همچنان از روش های قدیمی و ناكارآمد استفاده می شود.» روزنامه شرق، ۲۴ آبان ۸۴ صفحه ۲۱ مقاله: «تمرین مهارت های زندگی در مدرسه» شیرزاد عبداللهی نویسنده بعد از تایید «تفاوت های فردی دانش آموزان مدارس» كه صاحب نظران ثروت مدار آن را همچون ابزاری قاطع و كارساز در توجیه نابرابری موقعیت ها و فرصت ها پیوسته بر سر مردم محروم و زحمتكش كه كمتر فرصت خودسازی و كسب دانش و معرفت دارند، می كوبند تا به آنها بقبولانند كه ذاتا و طبیعتا كندذهن و نالایقند و شایسته هیچ كار مهم و اثرگذاری در جامعه نیستند .....

«معتقد است كه بچه ها یاد می گیرند كه اظهارنظر و انتقاد كنند». كه لابد اینها از اولین مهارت های زندگی است كه در مدرسه های مدرن كشورهای پیشرفته به دانش آموزان یاد می دهند.اما آنچه مربوط به مدارس كشورهای توسعه یافته است كه گویا در آنها دانش آموزان اظهارنظر و انتقاد می كنند گفته ای است دور از حقیقت. همه كسانی كه تا حدودی از اوضاع جهان بااطلاع اند می دانند كه در مدارس كشورهای سرمایه داری پیشرفته اصلی ترین هدف پرورش انسانی هایی است كه هرچه بیشتر كار كنند و كمتر توقع و انتظار داشته باشند تا ثروتمندان و صاحبان صنایع و بازرگانان و شركت های بزرگ ملی و فراملی هرچه بیشتر به سود مورد انتظار دست یابند و برای رسیدن به این هدف تحت عنوان «حرفه ای و تخصصی شدن آموزش و پرورش» سوای آموزش حرفه هایی كه به درد كارخانه داران و مقام های بازرگانی می خورد، وارونه جلوه دادن حقایق از معلومات مكملی است كه فرمانروایان به مغز و ذهن دانش آموزان كشور خود از طریق مدرسه و رسانه ها تزریق می كنند. هم اكنون یك كتاب به نام «چگونه انسان برده می شود» از یك آلمانی به نام ارنست راوتر، چاپ ۱۳۶۱، انتشارات توس، در پیش روی من است كه نویسنده در آن سازوكار برده شدن انسان های زحمتكش را در جوامع به اصطلاح پیشرفته امروز بررسی می كند. از جمله می گوید: «بیاییم بررسی كنیم و ببینیم آن نقطه عطف تاریخی كه بعد از آن قدرت از آن اقلیت به دست اكثریت افتاده است كدام است در تمام قرون و اعصار ثروتمندان و قدرتمندان به محرومان و استثمارشدگان گفته اند: حكومت شما حكومتی عادلانه است و سركوب شدگان و فرمانبرداران حق نداشته اند از جامعه فعلی خود انتقاد كنند كه اكثرا به قیمت جان انتقادكننده تمام می شده است و می شود زیرا انتقاد از اجتماع جبرا انتقاد از حكام است و اگر فرمانروایان بر مغزها حاكم نباشند، دیگر جایشان بر مسند قدرت نیست. همان، قسمت ۸، دولت چگونه به وجود می آید و چه نقشی بازی می كند، ص ۴۱ آنگاه توضیح می دهد كه دو راه پیشرفته برای حكومت كردن بر این بردگان جدید پیش روی دولت قرار دارد. اول: پیچیده تر كردن روزافزون مكانیسم تسلط به طریقی كه برای فرمانبرداران تحت سلطه غیرقابل دیدن و فهم باشد. دوم: توسعه و تكامل ارتباط جمعی، رادیو، تلویزیون و نشریات گوناگون كه همگی تحت اختیار و سلطه ثروتمندان و دولت های هوادار آنها قرار دارد. در این خصوص نتیجه می گیرد: «با توجه به كلیه جوانب این دستگاه های خبررسانی و تاثیری كه مدارس بر مغزهای بی دفاع جوانان نابالغ دارند، امكان این هست كه تیزهوش ترین آدم ها را آنچنان به اشتباه انداخت كه برای حكم اعدام خودشان كف بزنند و هورا بكشند.» همان، ص ۴۴و اما آنچه در مدارس ما می گذرد نیاز به توصیف و بررسی ندارد و آنجا كه نویسنده از اظهارنظر و انتقاد كردن دانش آموزان صحبت می دارد، معلوم نیست به كدامین نوع مدارس توجه دارد آنچه حقیقت دارد این است كه اولیای آموزش و پرورش و حتی شمار بزرگی از معلمان در مدارس ما بر چنین پدیده هایی كه در این سال های اخیر به صورت صوری تا حدودی رواج یافته است به دیده یك امر حاكی از بدعت و خارق عادت نگاه می كنند و معتقدند كه دانش آموزان و كودكان را چه به این فضولی هااما در اینجا پدیده ای خودنمایی می كند كه توجه به آن برای روشن شدن مطلب كاملا لازم است و آن این است كه در این سال های اخیر قسمتی از حاكمیت فهمیده است كه دیگر با شیوه سابق حكومت كردن دیگر ممكن نیست و صلاح دیده است كه نوعی حاكمیت دموكراسی كنترل شده را در دستور كار خود قرار دهد، مسئولان آموزش و پرورش نیز به اقدامات چندی در این خصوص دست زده اند كه راه اندازی «مجلس شورای دانش آموزی» مهمترین آنها است كه تحلیلگران امور اجتماعی اجرایی شدن اهداف اعلام شده را تمرین دموكراسی چندان جدی نمی گیرند. آخر یكی از مقتضیات بزرگ دولت مردم سالاری، آزادی عقیده، انجمن ها، احزاب و اجتماعات است كه دانش آموزان نیز باید از آن برخوردار شوند.بگذریم و دیگر «مهارت هایی» را كه نویسنده مدنظر قرار داده است مورد توجه قرار دهیم:
۱ مهارت های واقعی و كارساز در جامعه ما كدامند
در این خصوص لازم است توجه نماییم برای اینكه اظهارنظر یك نویسنده یا نظریه پرداز یا تحلیل گر نسبت به یك پدیده یا شیء یا مقوله، حتی الامكان به حقیقت نزدیك تر باشد، بررسی پیش زمینه و علل و عواملی كه موجب موجودیت و یا پیدایش پدیده یا شیء مورد نظر است، كاملا ضروری است. اما نویسنده مطلب مورد نظر ابتدا به ساكن نه تنها به علل و عواملی كه موجب می شوند «تفاوت های معنادار فردی» در بین دانش آموزان دیده شود كه همان عوامل و تفاوت ها در منزلت های اجتماعی و سیاسی نیز تاثیرگذار بوده است، توجه نكرده و تنها به معلول اكنون به نام تفاوت، تفاوت در بین افراد و دانش آموزان دیده می شود پرداخته است كه نمی تواند آشكاركننده حقیقت باشد.اما بیاییم قدری به واقعیت ها توجه كنیم و ببینیم در یك جامعه مبتنی بر اختلافات طبقه ای كه توزیع نابرابر امكانات و مواهب در بین افراد و طبقات و اقوام و گروه های جامعه یك اصل است، اصلی ترین مهارت های واقعی زندگی چیست همه ما، معلم ها و حتی بسیاری از اولیای خانواده ها این اظهارنظر دانش آموزان و نوجوانان و جوانان را درباره این گونه توصیه ها كه «درس بخوان و چیزی یاد بگیر» بارها شنیده ایم كه گفته اند «سواد و علم به چه درد می خورد، پول دربیار، همه چیز برایت مهیا است». معلمان ما در سال های اخیر در اعتراض به بی توجهی آموزش و پرورش به معلم كه واسطه و انتقال دهنده كم و بیش علم و «مهارت» به دانش آموزان است، از ضرب المثل معروف كه «علم بهتر است یا ثروت» به صورت شعار در راهپیمایی خود استفاده می كردند و خطاب به اولیای آموزش و پرورش فریاد می زدند كه: «مسئولان با فرهنگ علم بهتر است یا ثروت» و گروهی دیگر جواب می دادند كه «البته ثروت، ثروت».خب آیا این واقعیت های پیش روی ما نشان نمی دهد كه اولین و مهمترین «مهارت های زندگی» از نظر مردم و از جمله دانش آموزان نه درس خواندن و كسب مهارت هایی كه نویسنده برشمرده است، محسوب می شوند بلكه مهمترین مهارت ها همان پول درآوردن و ثروتمند شدن به هر طریق ممكن است كه البته در كشورهایی نظیر كشور ما لازمه ثروتمند شدن نه تنها شخص باید به این مهارت ها مجهز باشد، بلكه به دست آوردن قدرت و یا منسوب به قدرتمندان بودن نیز از شرایط به دست آوردن آن است.اما آیا این مهارت ها، مهارت به دست آوردن پول و مقام در مدارس ما یاد داده و تمرین می شود آری همان طور كه پیش از این اشاره شد نه تنها در مدرسه بلكه در تمام عرصه های كشور این مهارت ها به كودكان و نوجوانان و دانش آموزان آموزش داده می شود. لازم نیست معلمان یا اولیای مدارس به دانش آموزان و جوانان خوبی های این گونه مهارت ها را بگویند و به عنوان ماده درسی به آنها یاد بدهند. تمام شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این گونه كشورها كه بر همگان محیط است، القاكننده چنین مهارت ها و تمرین آنها در مغز و ذهن دانش آموزان و جوانان است. به قول شاعر: گر بگویم كه مرا با تو سروكاری نیست در و دیوار گواهی بدهند كآری هست
خب با چنین وضعی كه این گونه مهارت ها در پهنه وسیع كشور از جمله در مدارس ما مورد توجه است، آن وقت ما چگونه از مهارت های زیستی و دگرپذیری و همكاری اجتماعی و غیره دم می زنیم آیا این نوعی بودن در دنیای تخیل و ذهنیات نیست كه ما خود را و واقعیات را به شكل مجازی شان و ساخته ذهنیت خودمان مورد توجه و تحلیل قرار می دهیم
۲ اساسی ترین هدف آموزش و پرورش چه باید باشداما اگر دانش آموزان ما به چنین مهارت هایی نیازمند نیستند و هدف آموزش نباید آموزش چنین مهارت هایی باشد پس هدف اساسی آموزش و پرورش چه می تواند باشد.بی شك یك دانش آموز یك انسان مثل همه انسان ها است. منتها نیازمند آموزش آنچه برای تكامل او لازم است و تجربه آموزی. بنابراین باید او را به چیزی مجهز كرد كه این نیاز اساسی او را برآورد و آن پرورش مغز روح او، به طوری كه از یك اندام تفكر فعال و مبتكر برخوردار شود، است. اگر جامعه به دانش آموز و جوان همین یك هنر و مهارت را بدهد یعنی او را به یك مغز فعال و جست وجوگر و تحلیل كننده مجهز كند، او می تواند بسیاری از مسائل پیش روی خود را درست مورد بررسی قرار داده و برای آنها راه حل های درست و حتمی بیابد. به طور خلاصه او انسانی خواهد بود علم اندیش، مستقل، مبتكر، مفید، راهگشا و... یعنی آن عنصری كه می تواند جامعه خود را بسازد و برای پیشرفت و ترقی آماده نماید. آن را كه عقل دادی چه ندادی

آخرين عناوين خبری
بايگانی
عضويت در خبرنامه

 

تهران - خيابان خرمشهر (آپادانا) - شهيد عربعلي (نوبخت) - كوچه دهم - پلاك 26 - زيرزمين غربي

تلفن 2-8735591، فكس 8735591

Best Site Screen  Size : 1024×768

Powered by Gardoon - Movable Type 2.661 - XML