علی اکبر اسماعیل پور - روزنامه اعتماد
آيا «کودک آزاري در ايران در حد بحراني نبوده و طبيعي است؟» آيا پرپر شدن گل هاي معصوم در خشونت هاي خانگي طبيعي است؟ آيا طبيعي است که پدري فرزندش را با ضربه چکش به کام مرگ بفرستد؟ آيا طبيعي است که نامادري توران وي را تا حد مرگ شکنجه و آزار دهد؟ آيا طبيعي است که ناپدري اميرحسين پنج ساله چنان بر فرق سرش بکوبد که يک طرف بدنش فلج شود؟
آيا اين طبيعي است که پدري نوزاد 25 روزه اش را در يک نزاع خانوادگي به سمت همسرش پرتاب کند و باعث مرگش شود؟ به راستي آيا اجبار به اشتغال هزاران کودک مصداق بارز کودک آزاري نيست؟ آيا اگر اين کودکان برخلاف ميل باطني و بالاجبار در چرخه زودرس کار و تلاش و مشقت جانفرسا قرار گيرند طبيعي است؟ مدير پروژه هاي يونيسف در حالي از طبيعي بودن کودک آزاري و حاد نبودن آن سخن مي گويد که متوليان امور از مدت ها قبل بر ضرورت برخورد با پديده کودک آزاري در کشور پي برده اند که بخش زيادي از آن حاصل زحمات بي دريغ تشکل هاي فعال در حوزه حقوق کودکان است که توانسته اند با برجسته سازي آزارهاي خاموش کودکان به نوعي در اطلاع رساني و آگاهي دهي- حتي به مسوولان و متوليان امور- سهم بسزايي داشته باشند؛
- 14 /6/84؛ سازمان بهزيستي از تهيه پيش نويس برنامه پيشگيري و مديريت پديده کودک آزاري خبر داد.
- 9/7/84؛ مديرکل اجتماعي وزارت کشور اعلام کرد که کودک آزاري در کشور به مرحله اضطرار رسيده است.
- 6/8/84؛ عضو کميسيون حقوقي و قضايي مجلس؛ مساله کودک آزاري بايد نظام مند و قانون مند بررسي شود. صدا و سيما بايد با مساله کودک آزاري ريشه يي تر برخورد کند.
- 8/9/84؛ کاتوزيان نماينده مجلس اعلام کرد کودک آزاري يک فاجعه انساني است. در زمينه کودک آزاري دچار خلاء قانوني و اجرايي هستيم.
البته همه اين نگراني ها در حالي بيان مي شود که لايحه کودک آزاري که در سال 82 به تصويب نمايندگان مجلس وقت رسيد، بخش زيادي از آن توسط شوراي نگهبان مسکوت مانده است. برابر قوانين ما کودک آزارديده نمي تواند به مراجع قضايي شکايت برد؛ در صورت مراجعه به اين مراجع ادعاي کودک به واسطه آنکه «صغير» است، ثبت نمي شود، هرچند اقدامات اخير قوه قضائيه در جهت پرداختن سريع به پرونده هاي حاد کودک آزاري و وارد شدن دادستاني به عنوان مدعي العموم در اين نوع پرونده ها در جاي خود قابل تامل و توجه بوده، اما هنوز کافي نيست و قوانين مربوط به کودکان ضعف هاي اساسي دارند. (نظير ماده 220 قانون مجازات اسلامي)
خلأ و ضعف قوانين ما البته با عملکرد بسيار ضعيف رسانه ملي تکميل مي شود، چرا که بخش زيادي از دلايل کودک آزاري در کشور، نبود فرهنگ لازم در بين اقشار مختلف جامعه در جهت احترام به حقوق کودک و شناخت پيمان نامه جهاني حقوق کودک است که متاسفانه صدا و سيما تا به حال در خصوص آگاهي دهي، فرهنگ سازي و تحليل مفاد پيمان نامه جهاني حقوق کودک اقدامي نکرده است. کلايبرگ در حالي از طبيعي بودن کودک آزاري در کشور سخن مي گويد که کريستين سالازار رئيس يونيسف در ايران در تاريخ 29 ارديبهشت سال جاري به ايسنا اعلام کرد که بيش از 20درصد کودکان 6 تا 11 ساله مورد کودک آزاري و بيش از 9درصد کودکان 12تا 18ساله مورد تنبيه بدني قرار مي گيرند. آيا آزار بالغ بر 30درصد از کودکان کشور (بدون احتساب آزارهاي پنهان) بحراني نبوده و طبيعي است؟ در تاريخ
14/6/84 خبرگزاري ايسنا نتيجه پژوهشي را از زبان نداسادات ميرلوحي کارشناس سازمان بهزيستي اعلام کرد که بر اساس آن در طول 24 ساعت قبل از زمان بررسي (تکميل پرسشنامه) 31درصد کودکان يک تا 5 سال و 5/20 درصد کودکان 6 تا 11 سال و 7/8 درصد کودکان 12 تا 18 سال توسط مراقبان خود مورد تنبيه بدني و آزار قرار گرفته اند. به نظر مي رسد اين سازمان بين المللي آن گونه که در رسالت و اهداف بشردوستانه اين نهاد بين المللي لحاظ شده است بايد در جهت فرهنگ سازي، ترويج و تبليغ پيمان نامه و نيز بهبود وضعيت کودکان سرزمين مورد ماموريت خود از طريق کمک به اصلاح قوانين به نفع کودکان، وضع قوانين حمايتي لازم، احقاق حقوق شهروندي کودکان و... گام بردارد و بيش از اين به سمت تبديل شدن به يک سازمان صرفاً فرمايشي پيش نرود. تيترهاي ناخوشايند ذيل متاسفانه همگي حکايت از بحران کودک آزاري در کشور دارد؛
- 7/6/85؛ قتل نوزاد سه ماهه
- 11/7/85؛ شکنجه توران توسط نامادري
- 26/7/85؛ شکنجه اميرحسين 5ساله توسط ناپدري
- 10/8/85؛ قاتلان نوزاد آباداني در دام پليس افتادند
- 20/9/85؛ شکنجه نوزاد سه ماهه
- 26/9/85؛ پدري که بدن فرزندش را مي سوزاند دستگير شد
و بالاخره در تاريخ 22آذر ماه 1385 کلايبرگ مدير پروژه هاي يونيسف در حالي از بحراني نبودن کودک آزاري در کشور سخن مي گفت که آن طرف تر در آسايشگاه بهزيستي اميرحسين پنج ساله در ذهن کودکانه اش آينده مبهم خودش را جست وجو مي کرد، ضربه ناپدري بي رحم بر فرق سرش آنچنان محکم بوده که دست و پاي چپش را فلج کرده بود. اميرحسين در آرامش نسبي دور از جهنمي که ناپدري اش پنج سال تمام- از بدو تولدش- برايش ساخته بود خاطرات تلخ گذشته يي نه چندان دور را مرور مي کرد؛ آتش سيگار، اثر داغي ظرف اسفند روي شکم، گاز گرفتگي با انبردست در جاي جاي بدن، اثر دندان روي بازو، ران پا و... اين همه درد براي يک کودک به راستي که طبيعي است،،