منبع : روزنا
مجید بی خیله ( مدیر خانه کودک شوش )
مساله بازگرداندن مهاجران افغان به كشور افغانستان در حال حاضر با در نظر گرفتن شرايط خاص افاغنه و مسائل داخلي و خارجي كشور ايران چندين سوال اساسي را به ذهن متبادر ميسازد.
1- صرفنظر از نفس بازگرداندن افغانها به كشورشان، شكل جمعآوري كودكان افغان از سطح شهرها و انتقال آنها به اردوگاهها كه در 5 استان در جريان است و استفاده از اين كودكان براي وادار كردن خانواده جهت مراجعه به محل نگهداري آنها پيامدهاي ناگواري براي كودكان كه در سرنوشت خويش دخالتي ندارند، به همراه دارد. اين امر به دليل بيم خانوادهها از مراجعه به اردوگاهها ممكن است اين كودكان را ماهها در بلاتكليفي نگه داشته و صدمات روحي و رواني به آنها وارد سازد. از طرف ديگر جو ايجادشده در ذيل اين شكل برخورد شرايط سوءاستفاده از آنها را فراهم ميسازد. اين مساله موجب شده است برخي از خانوادهها، كودكانشان را كه در خيابانها كار ميكردند، در خانه حبس نمايند.
2- سوال ديگري كه در اين زمينه مطرح ميشود نقش و عملكرد نهادهاي بينالمللي و سياست آنها در قبال اين موضوع است. واقعيت اين است كه مساله آوارگان افغاني با توجه به شرايط تاريخي و وضعيت كنوني آنها مسالهاي بينالمللي است اما نهادهاي مسوول عليرغم آگاهي از فشار اقتصادي ناشي از حضور افاغنه در ايران و پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي آن و همچنين روند كند و مبهم بازسازي افغانستان و برقراري امنيت در اين كشور، در قبال اين مساله به نظر ميرسد آگاهانه و هدفمند سكوت اختيار نموده و به اين ترتيب پيامدهاي ناگوار اين مساله را به اين دو كشور تحميل مينمايند.
2- وضعيت اين كودكان پس از خروج از ايران نيز جاي سوال دارد، با در نظر گرفتن بحرانهاي داخلي افغانستان اين سوال مطرح ميشود كه آيا اين كشور ظرفيت پذيرش اتباع بازگشته خود را دارد؟ با توجه به جايگزين شدن دلار در تجارت و مناسبات پولي اين كشور و افت شديد ارزش پول ايران در افغانستان، اتباعي كه از ايران به كشورشان بازميگردند جزو فقيرترين اقشار جامعه افغان بوده و اين موضوع انگيزهاي جدي براي بازگشت مجدد افغانها به ايران است.
4- عملكردها و سياستهاي متناقض دولت ايران در خصوص بازگرداندن افاغنه و ماندن آنها در ايران نيز جاي سوال دارد. از يك طرف خانوادهها و كودكان افغاني با موانع و محروميت از خدمات و تسهيلات اجتماعي مواجه هستند و كودكان آنها از تحصيل باز ميمانند. بسياري از اين كودكان كه در ايران متولد شدهاند فاقد شناسنامه هستند و در استانهاي شرقي كشور تعداد زيادي از اين كودكان كه از والدين ايراني و افغاني هستند به لحاظ هويت و تابعيت خود وضعيت نامشخصي دارند و از طرف ديگر تردد افغانها در مرزهاي كشور به راحتي انجام ميگيرد و اين دور باطل به بلاتكليفي هرچه بيشتر افاغنه در ايران منجر ميشود. موضوع ديگر در اين زمينه شكل طرح سياست جديد دولت در رسانهها و افكار عمومي است. از جمله كاربرد كلمه <اخراج افغانها> با سياستها و مدعيات گذشته ايران مبني بر ميزباني مناسب از اتباع كشور دوست و برادر (يعني افغانستان) ناهماهنگ است و موجب نوعي سردي و تيرگي در مناسبات افاغنه ساكن در ايران با هموطنان ما شده و از طرف ديگر باعث دامن زدن به تنش در روابط اين دو كشور است. درنتيجه با توضيحات مذكور اين نوع برخورد پيامدهاي احتمالي زير را در بر دارد.
الف: در كل، نتيجه اين سياست باعث غفلت از كودكان و ناديده گرفتن حقوق آنها خواهد شد، در حالي كه آنها خود در به وجود آمدن اين وضعيت هيچ دخالت و مسووليتي ندارند. همانند شرايط جنگ و آسيبهاي ناشي از آن اين بار نيز قربانيان اصلي اين مساله بينالمللي كودكان هستند. در اين بين مسووليت سازمانهاي بينالمللي مدعي حامي حقوق كودك از جمله يونيسف و سياستهاي منطقهاي آنها براي جلوگيري از آسيبپذيري بيشتر اين كودكان سنگينتر ميشود. سكوت اين سازمانها به معناي زير سوال رفتن ادعاهاي آنهاست.
2- با توجه به اشتراكات مذهبي، فرهنگي و تاريخي دو كشور و اقامت چندين ساله افاغنه در ايران اين شكل برخورد ميتواند در واگرايي فرهنگي اين دو كشور موثر واقع شده و با توجه به رضايت نسبي افاغنه ساكن در ايران تاكنون، اخراج آنها در حال حاضر سياست تقويت منافع و مشتركات فرهنگي دو كشور را با تهديد مواجه ميسازد كه بايد براي اين مسائل چارهانديشي كرد.
در مجموع، راهحل اين مساله را در برخوردهاي آني، يكسويه و متناقض نميتوان جستوجو كرد. اين امر يك مساله بينالمللي است و قطعا سازمانهاي بينالمللي و ناتو و كشورهاي غربي حاضر در افغانستان نيز بايد به مسووليتهاي خود در قبال اين مساله متعهد بوده و شرايط مناسبي براي بازگرداندن جمعيت افاغنه به كشورشان فراهم كنند. از جمله تعريف برنامه مشترك با همكاري ايران و افغانستان و سازمانهاي بينالمللي و بشردوستانه براي فراهم كردن امكانات اوليه مانند مسكن، اشتغال، امنيت، آموزش، بهداشت و درمان و تامين اجتماعي براي سكونت پايدار اين مهاجرين بازگرداندهشده كه موجب سازگاري آنها با شرايط كشور خود و كمك به توسعه و آباداني افغانستان گردد. بنابراين با توجه به ماهيت سياسي و اقتصادي و بينالمللي اين پديده برخوردهاي قهرآميز و اجباري براي بازگرداندن اين مهاجرين بدون در نظر گرفتن امكانات و شرايط لازم براي زندگي پايدار آنها در افغانستان نتيجهاي جز بازگشت مجدد آنها به ايران و گسترش بحران در منطقه نخواهد داشت.